- 46
- 1000
- 1000
- 1000
وفات حضرت زینب (س) 1403 - نریمان پناهی
مرثیه خوانی وفات حضرت زینب (س) با صدای نریمان پناهی، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
لحظههای آخرم رسیده و چشم انتظارم/من به یاد کربلا یه سال و نیمه بیقرارم/کهنه پیرهنِ حسینمو گرفتم بین آغوش /از تو خاطرم غمای کربلا نشد فراموش/خودم دیدم میون قتلگاه حسین پیر شد /تو اون شلوغیا زمینگیر شد/ کشتن حسینمو تو گودال/خودم دیدم حرومیا دور و برش بودن/به فکر بُردنِ سرش بودن /شد زیر دست و پا لگدمال/رسید جونم دیگه رو لب/پر از درده دلِ زینب /حسین جانم، حسین جانم.../بعد کربلا یه روز خوش از این دنیا ندیدم /توی شام و کوفه ناسزا از این و اون شنیدم/من که سایهامو ندیده بود کسی میونِ انظار/بردنم با دست و پای بسته بین کوچه بازار /دلم خونه، محلهی یهودیا رفتم/تو ازدحامِ کوچهها رفتم/سرم شکسته شد با سنگا /دلم خونه، روبهرومون همه میخندیدن/کنار نیزهها میرقصیدن/جنایتا شد جلوی ما /رسید جونم دیگه رو لب/پر از درده دلِ زینب /حسین جانم، حسین جانم.../منم زینب، منم زینب، منم زینب حسینجانم
-
جلوهی روی تو بود، طور مناجات ما/کعبهی کوی تو بود، قبلهی حاجات ما/شربت دیدار تو، آب حیات همه/صحبت این ناکسان، مرگ مفاجات ما/بیتو اگر میروم، چاره ندارم ولی/این همه دوری نبود، شرط مکافات ما/وعدهی ما و تو در، بزم یزیدِ پلید/تا کنی از طشت زر، جلوه به میقات ما/تا تو شدی کُشته و ما، بی سر و سامان شدیم/یکسره سرگشتهی کوه و بیابان شدیم/خیمه و خرگاه ما، رفت به باد فنا/به لجهی غم اسیر، دچار طوفان شدیم/پردهگیان تو را، حجاب عزّت درید/تا که تماشاگه پرده نشینان شدیم
-
لحظه های آخره / زینب زار و مضطره /نزدیکه دو ساله که/ با گریه چشام تره/ از یادم نمی ره اون ، گودال و مصیبتام/ بین قتلگاه حسین/ پرپر شد جلو چشام/ ای وای ای وای حسین/... وای از اون دمی که شمر /سمت پیکرش دوید/ توی اون شلوغیا / جونم روی لب رسید /شمر و خولی و سنان با هم متحد شدن/ توو جنجاله قتلگاه/ تنها موند حسین من/ ای وای ای وای حسین/احکام بریدن ، سر ازپیکر این نبود/ لب تشنه سر و برید ، رسمش این چنین نبود/ روو در روی چشم من، غارت شد تن حسین/ نامردا شدن سهیم ، توی کشتن حسین/ ای وای ای وای حسین...
-
خدایی نامرده /اونی که با نیزه آقا راه گلوتو سد کرده/یا اونی که پیش زینب/جسم تو رو لگد کرده/خدایی بد کرده/یکی عصا میزد/یکی دیگه به صورتت آقا با کف پا میزد/یه مادری هم گوشهی گودال تو رو صدا میزد/تو رو صدا میزد/
-
برادر جان سلیمان زمانی/چرا انگشت و انگشتر نداری/چرا بر تن برادر سر نداری/بمیرم من مگر مادر نداری/حسین جانم .../گلی گم کردهام میجویم اورا/به هر گل میرسم میبویم اورا/گل من یک نشانیدر بدن داشت/یکی پیراهن کهنه به تن داشت/حسین جانم ...


تاکنون نظری ثبت نشده است.