- 119
- 1000
- 1000
- 1000
وفات حضرت ام البنین (س) 1403 - میثم مطیعی
مرثیه خوانی وفات حضرت ام البنین (س) با صدای میثم مطیعی، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
ببین باید چه دریایی از ایمان و یقین باشی/که همراه امیری، چون امیرالمؤمنین باشی/ببین باید چقدر احساس باشد در دل شیرت/که در بین زنان، تنها تو عباسآفرین باشی/شجاعت را، شرافت را، بلاغت را، ولایت را/خدا، یکجا به تو بخشید، تا اُمّ البنین باشی/همه عالم، پسر دارند، تو قرص قمر داری/مگر بینور میشد، مادر زیباترین باشی؟/مگر بینور میشد، در دل خورشید بنشینی؟/تمام عمر با عباس و زینب همنشین باشی/گرفتی دستِ ماهی را که از ما دست میگیرد/رسیدی، باغبانِ غیرتٌ للعالمین باشی/رسیدند و فقط پرسیدی از زینب: حسینم کو؟/تویی اُمّ الادب؛ آری! تو باید اینچنین باشی/پسرهای تو را کشتند، اما اِرباً اِرباً، نه!/نبودی شاهد تکرار اکبر، بر زمین باشی/هوای پر کشیدن سوی حق داری و حق داری/پس از کرببلا سخت است که اُمّ البنین باشی/شاعر: قاسم صرافان
-
گفتم ام البنین، دلم پا شد/گره هایی که داشتم وا شد/مادر آب را صدا زدم و .../خشکسالم شبیه دریا شد/سوره ی حمد نذر او کردیم/گم شده داشتیم و پیدا شد/با ادب بود و روی دامانش/تا گل نازدانه ای جا شد/...به مدینه نگفت مادر شد/گفت، مولای شهر بابا شد/با کنیزیّ خانواده ی عشق/در دو عالم عزیز زهرا شد/خادمی کرد تا که عباسش/از ازل تا همیشه آقا شد/همه ی بچه هاش عیسایند/گرچه عباس او مسیحا شد/آن قَدَر خرج گریه شد افتاد/آن قَدَر خرج گریه شد تا شد/تا قیامت به احترام حسین/ذکر لبهاش واحسینا شد/گفت - گفتند روز عاشورا/در غروبی که خیمه غوغا شد/بیت تقسیم آبروی حرم/مشک بی آب - سهم سقّا شد/کاش دست عمود نخلستان/سدّ راهش نمی شد امّا شد/گفت - گفتند بعد آنی که/علیِ اکبر ارباًاربا شد/قد سقّا شبیه قاسم شد/قدّ قاسم شبیه سقّا شد/گفت - گفتند بر سر نیزه/سر عبّاس من تماشا شد/بسته بودند اگر نمی افتاد/بسته بودند اگر به نی جا شد/خوب شد همره حسین نرفت/در مسیری که سر به نی ها شد/خوب شد مجلس شراب نرفت/در همان جا که جشن برپا شد/شاعر: علی اکبر لطیفیان
-
شنیدم کام عطشان جان سپردی /گل ام البنین شیرم حلالت /شنیدم دستهایت رو بریدن/شنیدم چشم نازت را دریدن /چو طفلان این خبرها را شنیدن /همه از هم خجالت میکشیدن
-
تنها چرا نشسته, مگر گریه می کند؟/چون شمع شعله وربه نظر گریه می کند/ازمردم مدینه شنیدم که روزها/می آید و ز داغ پسر گریه می کند/بالای چار صورت قبری که ساخته/با دیده های سرخ جگر گریه می کند/با ذکر جانگداز -حسینم غریب- بود/دائم زند به سینه و سر گریه می کند /از سوز روضه خواندن این مادر شهید /هر عابری میان گذر گریه می کند/گاهی دلش برای علی تنگ می شود/گاهی برای روضه ی در گریه می کند/شاعر: وحید قاسمی
-
آبروی دو عالم/رأس تو می رود بالای نیزه ها/من زار می زنم در پای نیزه ها/آی ای ستاره ی دنباله دار من/زخمی ترین سر نیزه سوار من
-
تنها موندیم بی کربلا موندیم/تو روضه ها دسته به دعا موندیم/دیدی آقا از حرم جا موندیم/هرجا اسمت باشه کرببلاست/قبلهی دل به سمت نینواست/حرمت تو دل سینه زناست/دارالشفاست/با لطفِ ابوتراب /با اذنِ بیبی رباب /وقتی که دلتنگ میشم میخونم/منو این همه غم ارباب ارباب/ ببرم به حرم، ارباب ارباب/نفس نفس من، شعر غم تو/ایشاءالله بمیرم تو حرم تو/حسین ثارالله، ابا عبدالله/نوکریت آبروم، ارباب/کربلات آرزوم، ارباب/دعا کن آقا تا که خدایی شم/شبیه شهداء کربلاییم شم/حسین ثارالله، ابا عبدالله
-


تاکنون نظری ثبت نشده است.