- 78
- 1000
- 1000
- 1000
شهادت حضرت رقیه (س) 1403 - سید رضا نریمانی
مرثیه خوانی شب شهادت حضرت رقیه (س) با صدای سید رضا نریمانی، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
من که برایت غیر دردسر ندارم مثل بقیه چشمهای تَر ندارم تو دوستم داری ولی باور ندارم خیلی پریدن دوست دارم پَر ندارم من از تو بردم آبرو هستم وبالت باید که پیش تو بمیرم از خجالت هر لحظه از یادم تو را بردم ضرر شد اشکی که خرجِ تو نشد خونِ جگر شد شبها برای تو نمردم تا سحر شد با معصیت افعال خوبم بیاثر شد من کاسبِ اشکم اگر چه خرده پایم یک مرتبهای کاش به چشمت بیایم نگذاشته دنیا برای من حواسی از تو رسیده نعمت از من ناسپاسی تو بیشتر از من خودم را میشناسی شرمندهام شرمنده از این آس و پاسی میدیدمت ای کاش در سن جوانی آقا کجایی کوفهای یا جمکرانی؟ من که نشد باشم علیِ مهزیارت شیطان گرفته روح من را به اسارت نفسم شده آلوده و دیده خسارت بخشندگیِ تو به من داده جسارت تو رو میندازی برایم رو سیاهم من را جدا انداخت از تو اشتباهم حال قدیم و آن سحرهایش کجا رفت؟ افتاد از لب اسم تو حالِ دعا رفت خیلی دعای ندبه از من به قضا رفت هی قول دادم قولهایم زیرِ پا رفت اما فراموشم نشد سینهزن هستم گریانِ آن آقای بیپیراهن هستم گریانِ آن آقای بییار و حبیبی که تکیه بر نی داد از فرط غریبی با چکمه برگرداند او را نانجیبی پیچید در گودال عطر دلفریبی آن مادری که پهلویش مِسمار خورده فریاد زد ذبحش سه ساعت کار برده
-
خورشیدِ من آمدی شبانهق دری بغلم کن عاشقانه نشناختمت در اول کار نفرین خدا به این زمانه کی زیر گلوت را عزیزم اینطور بریده ناشیانه تقصیر حرارت تنور است این سوختگی زیر چانه امروز شبیه موی تو سوخت آن موی بلند دخترانه اوضاع مناسبی ندارم چه خوب که آمدی شبانه من که همه عمر رفته بودم تنها به مجالس زنانه رفتم وسط شراب خواران کَت بسته، به زورِ تازیانه” بَر” خورده به من، چرا نبوده؟ !برخوردِ کسی مودبانه من دختر شاه عالمینم دادند ولی به من اعانه در راه، شتر تکان نمیخورد خوردم کتکی به این بهانه هر بار طناب را کشیدند خوردیم زمین دانه دانه من سیر غذا نخوردم اما خوردم دل سیر تازیانه افتاد سرت ز روی شاخه افتاد سرم به روی شانه هر سنگ که بر سر تو میخورد میکرد به سمت ما کمانه از خاطر من نمیرود… نه …آن ضربه ی چوب وحشیانه سالم لب من ، لب تو زخمی؟ !واللهِ که نیست عادلانه دیگر ز سفر بدم میاید کِی می بری ام پدر به خانه دیدی که ز شب هراس دارم خورشیدِ من آمدی شبانه
-
نکنه به زور برگشته اونقده صداش زدم که از دل تنور برگشته نکنه به زور برگشته تا که دید خرابه تاریکه می ترسم، نور برگشته ما از حرم بودیم تو جمعا کم بودیم ما محترم بودیم بی احترامی شد رو خار رفتیمو ناچار رفتیمو بازار رفتیمو بی احترامی شد من دارم به زور می بینم صورتت عوض شده، از هر طرف هر جور می بینم من دارم به زور می بینم تا الان کنارمی یا که بازم از دور می بینم خیلی بده حالم، از زجر می نالم افتاده دنبالم میشنوی چی میگه از حال رفتم که همش می گفتم که خودم می افتم که هولم نده دیگه سنگ تا غروب می خوردیم شب که میشد از سنان و دار و دسته اش چوب می خوردیم مجلس حرام زخم از اون همه آشوب می خوردیم سنگ صبور بودی، از من تو دور بودی گیر تنور بودی، من اینو فهمیدم اون ظالم نامرد، وقتی سرت اومد، با خیزرون می زد، من اینو فهمیدم خواب دیدم که تنت رو زمین نفس می زدی، گلوتو برید گریه کردم همون که زدت اومد منو زد، موهامو کشید او می کشید و من می کشیدم او می دوید و من می دویدم
-
ببخش اگه نشناختمت عزیزم حال و روز سرت برام عجیب بود بوی تنور بدجوری گمراهم کرد آخه حواسم پی عطر سیب بود چرا تنهام گذاشتی پا نداشتی بیای یا که دیگه دوسم نداشتی چرا چشماتو بستی بابا چیزی بگو تا بدونم قهری یا آشتی با این لب های زخمی با محاسن خونآلود و خاکی منو کشتی زخمای سر تو انگار روی قلب من نشسته منو ببر از اینجا خیلی دلم شکسته آه بابا بابا بابا...میخوام بگم دردو دلامو بابا بگم تو این مسیر چیا کشیدم موهام توی دستای دشمنت بودسواره بود پیاده میدویدم کف پام پُرِ خاره تن هیچکی تو کاروان قد من زخم نداره همه دردم از اینه دیگه جا نمونم زجرم پیام نیاد دوباره آخه جسم نحیفم دیگه تاب لگد خوردن و سیلی رو نداره رمق نمونده تو پاهام بس که تو صحرا دویدم منو ببر از اینجا آخه دیگه بریدم آه بابا بابا بابا...کاشکی چشمام کور میشد و نمیدید رگای پارهپارهی گلوتو باز جای شُکرش باقیه وگرنه باید به گور میبردم آرزوتو دیگه از دنیا خستهم بابا کاش روسریم بود تا که زخماتو میبستم اثر تازیونهست که سرت هِی میفته رو زمین، بیجونه دستم یه نگاهی بهم کن همه میگن شبیه مادرِ پهلو شکستهم مثل مادرِ جوونت دارم از این دنیا میرم منو بغل بگیر که شاید آروم بگیرم آه بابا بابا بابا...
-
یادت میاد میومدم رو شونت همیشه بوسه میزدم به گونت حالا باید یا از تنور خولی یا از رو نیزه بگیرم نشونت یه عالمه برا تو گریه کردم یعنی صدای گریمو شنیدی شبی که خواب دیدم میای کنارم یعنی تو هم خواب منو میدیدی از دست اذیتای زجر و سنان یه نفسِ راحتمم حروم بود تو تاریکی یکی بهم سیلی زد از زور دستش فهمیدم کدوم بود اسیر این خرابمو میدونم شبِ غمم دیگه سحر نمیشه حتی اگه کور بشه هر دو چشمم این گریه ها برام پدر نمیشه باور کن این که روبروت نشسته منم که از عشق تو جون گرفتم زبونم از شوق تو بند اومده کی گفته لکنتِ زبون گرفتم بابا بیا ببین چقدر خمیدم بابا بیا ببین که غرق دردم زخمی تر از تموم زخمای من سرِ توئه دور سرت بگردم هرکسی از راه رسید منو زد برا همینه گونه هام میسوزه کبودیه صورتم از قدیم نیست سهمیه ی سیلیای یه روزه شبی که گم شدم میون صحرا بابا چرا کنار من نبودی عمه میگه وقتی بزرگ تر بشم خوب میشه حتما جای این کبودی من الذی ایتمنی
-
سوزِ همیشهی جگرم باش یا حسین من سینه میزنم سِپرم باش یا حسین در طول عمر جز تو پناهی نداشتم مثل گذشتهها پدرم باش یا حسین هر روز مادرم سر سجاده گفته است خیلی مواظب پسرم باش یا حسین باشد قرار بعدی ما اربعین حرم مُهرِ قبولی گذرم باش حسین
-
دوباره بازه دروازهی عشق نداره پایان اندازهی عشق پیچیده هرجا آوازهی عشق شروع شده قیام پابرهنهها پیچیده توی دنیا بوی کربلا دوباره میجوشه تو رگهای زمین خونِ مطهرِ حسین و شهدا جانم جانم جانم چه قیامی چه محشری جانم جانم جانم چه سبو و چه ساغری جانم جانم جانم به خروش شیعههای حیدری ای جانم ابیعبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله جانانم ابیعبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله... دوباره گرمه بازارِ حرم پیچیده هر جا اخبار حرم مهمون زهرا زوّارِ حرم دوباره اعجاز میکنه خونِ حسین تمومِ دنیا شده مهمونِ حسین یک سرِ این سفره تو صحن نجف و یک سرِ سفرهست دَمِ ایوونِ حسین جانم جانم جانم چه سفره و چه برکتی جانم جانم جانم چه شکوه و چه دعوتی جانم جانم جانم توی صحنش انگاری تو جنّتی ای جانم ابیعبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله جانانم ابیعبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله... یه روزی موسی از وادیِ طور میاد و میشه دنیا پُرِ نور این اربعینا تمرینِ ظهوره مه میان بگن که یارِ مهدی ان میان بگن چشم انتظارِ مهدی اَن عَلَم به دوشای مسیرِ اربعین تو آخرُ الزمان کنارِ مهدی اَن جانم جانم جانم چه امامی چه لشکری جانم جانم جانم بشه برپا چه خیبری جانم جانم جانم به هوهویِ ذوالفقارِ حیدری العجل یا حُجَّةَالله یا حُجَّةَالله یا حُجَّةَالله العجل بقیةَالله بقیةَالله بقیةَالله...
-
ریحانه رقیه حنانه رقیه میگم از ته دل جانانه رقیه رقیه اسم یه فرشته است که رو شونه حسینه رقیه اسم نمک سفره خونه حسینه رقیه ترونه حسینه دردونه حسین جای زهرا بوسه بزن رو گونه حسین دلداده حسین شهزاده حسین اسم ما رو ببر سر سجاده حسین رقیه رقیه رقیه ...طوفانه رقیه بی کرانه رقیه باید حرف حق زد به زبان رقیه رقیه معنیش اینه نهضت حسین داره ادامه رقیه رمز عملیات عقیله توی شامه رقیه کمک حال قیامه تو لشکر علی تو محور علی همتون درس پس میدین در محضر علی ای دختر حسین با دختر علی تو هم برو خطبه بخون رو منبر علی رقیه رقیه رقیه ...
-
بنویس اسم منو تو دفترت قاطیه اونا که دوسشون داری تو همون امام حسینی هستی که توی ما نوکرا فرق نمیذاری وقت میذاری به جای همه چقده خوبه هستی آشنای همه میکشی دستاتو رو گریههای همه که به خدا رو میزنی برای همه خوبه هستی برای منم میذاری سر به روی شونههای منم میزنی امضا زیر کربلای منم یعنی به گوشت میرسه صدای منم سینه زن بمون، زیر علم امام حسین کاش ببینمت توی حرم امام حسین آقاجون درسته ندیدمت ولی میدونم که از همه سری به خدا خدای جذابیتی آخه با امام حسن برادری ای شیرین تر از هرچی عسل یه دفعه هم برای من تو واکن بغل شنیدم اونقده میخوای نوکرتو خودتو زود میرسونی قبل از اجل ای خندت آرزوی همه میشینی تو روضهها روبروی همه حواست هست همش به آبروی همه همیشه هست حرف تو گفتگوی همه عمرتو بذار به پای غم امام حسین کاش ببینمت توی حرم امام حسین...شنیدم اشک از چشات چکیده شد شنیدم که دخترت شهیده شد میگن هیچکی غیر مادرت ندید چجوری سر از تنت بریده شد افتادی زیر پای همه تن تو سهم میداد به نیزههای همه خدا فقط میدونه زینب چی کشید تنتو میدید زیر مرکبای همه خیمت شد جای پای همه نبودی زینبو زدن به جای همه تا که دیدن حرم علمدار نداره هجوم آوردن واسه معجرای همه رفتی بعد تو، جلوی رقیه سد شدن از رو چادر سکینه با اسبا رد شدن حسین آقام آقام آقام حسین...عمه جانم عمه جانم عمه جان مهربانم عمه جانم عمه جانم عمه جان قد کمانم رقیه رقیه...


تاکنون نظری ثبت نشده است.