منو
شب شهادت حضرت رقیه (س) 1403 - محمدرضا طاهری

شب شهادت حضرت رقیه (س) 1403 - محمدرضا طاهری

  • 4 تعداد قطعات
  • 7 دقیقه مدت قطعه
  • 35 دریافت شده
مرثیه خوانی شب شهادت حضرت رقیه (س) با صدای محمدرضا طاهری، 1403

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • دنیا دوباره در غم هجرت عذاب شد این جمعه هم بدون تو آقا خراب شد این جمعه هم نشد نرسیدم سر قرار رویای دیدن تو دوباره برآب شد آرامش حقیقی دل های بی‌قرار دنیای بی‌تو غرق غم و اضطراب شد در راه انتظار فقط صبر میکنم صبر برای آمدنت هم ثواب شد باید برای روز ظهورت جهاد کرد باید برای روز ظهور انتخاب شد این زندگی بدون تو که زندگی نشد هر چند جزء دفتر عمرم حساب شد حس می کنم همیشه تو را در کنار خود گر چه گناه بین من و تو حجاب شد امشب دخیل دامن طفلی سه ساله طفلی که قلبش از غم بابا کباب شد ما سائل سرای کریمانه ایم که هر وقت رو زدیم دعا مستجاب شدگفت ای پدر چگونه سرت را بریده اند رویت چگونه شد که به خونت خضاب شد
  • به دخترت که غم و درد بیکران دارد بگو که چند ستاره در آسمان دارد تمام دخترکان رفته‌اند و خوابیده اند رقیه نیمه‌ی شب تازه میهمان دارد خبر بده به نجف شام را به هم زده‌ام سه ساله دخترت از فاطمه نشان دارد بغل گرفتمت و از تو بوسه میخواهم ولی چرا لب تو طعم خیزران دارد؟ تو تشنه کشته شدی من گرسنه‌ام امشب سرت برای چه اینقدر بوی نان دارد از آن شبی که زمین خوردم از روی ناقه همیشه دختر تو درد استخوان دارد بلایی بر سر شیرین زبانت آورد برای حرف زدن لکنت زبان آورد رباب داغ دلش تازه می شود هر روز آخه هنوز حرمله در دست خود کمان دارد عمو کجاست، بیاید خودش نگاه کندکه دستهای همه جای ریسمان دارد در ازدحام سر کوچه ها مشخص شد چقدر شام زن و مرد بد دهان دارد
  • مثل مادرم قبل تولدت دعای مرگ کردی برا خودت حالا که دعات مستجاب شده دنیا روی سر من خراب شده یه وقت‌هایی میگم الهی شکر که تموم کردی زندگیت رو عمه اگه بودی چجوری می‌گرفتیم تولد چهارسالگیت رو عمه خوب شد رفتی اگه بودی برات می‌گرفتند جشن تولدت رو بین بازار بجای کل کشیدن تو جشنت می‌کشیدن موهات رو بین انظار خوب شد رفتی نه پایی داشتی برای راه رفتن نه دندونی برای خندیدن واسه تولدت تموم شام میومدن برای رقصیدن با گریه با ناله می‌خونم برا تو کنار این چند تا عروسک تولد تولد تولدت که نه همه شهادتت مبارک شهادتت مبارک ای رقیه رقیه رقیه یادش بخیر روز های خوب زندگیت رو تولد سه سالگیت رو شبیه من رو می‌گرفتی ازم النگو می‌گرفتی بگو بخند داشتی موی بلند داشتی خیلی امید داشتی پیرهن سفید داشتی جشن تولد پیرهن سفید می‌خواد نه صورت کبود آره جشن تولد شادی می‌خواد ولی نه خنده‌ی یهود گوشواره‌ای که عمو عباس داد انگشتری که علی‌ اکبر داد چادر نمازی که رباب آورد اون روسری که عمه آخر داد کادو های تولدت رو بردند انگشتر زمردت رو بردند یادم نمیره که چهل تا منزل چجوری با لگد خودت رو بردند با گریه با ناله می‌خونم برا تو کنار این چند تا عروسک تولد تولد تولدت که نه عمه شهادتت مبارک

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی