- 127
- 1000
- 1000
- 1000
شب سوم محرم 1403 - مهدی اکبری
مرثیه خوانی شب سوم محرم با صدای مهدی اکبری، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
سلام بابای خوب و مهربونم/دیر اومدی چرا عزیز جونم/از این تنور به اون تنور کافیه/امشب میخوام تو بغلت بمونم/از چی بگم برات دردت به جونم/بدجوری ناراحتمو خزونم/میشه بگی کمتر بهم بخندن/خنده نداره لکنت زبونم/هفت ساله ها دندونشون میفته/منکه فقط سه سالمه بابا جون/هر دو قدم با سر زمین میافتم/از بسکه سنگین بود بابا دستاشون/بابا موی سرم سوخت/چشم ترم سوخت/بال و پرم سوخت/بابا عزیز دلم.../شبا یه گوشه روی خاک میشینم/خاطرههاتو میگیرم به سینم/قول بده که نترسی بابا جونم/چند وقته تو سرفهام، خون میبینم/تا از در خرابمون رد میشن/یه نون و خرما برامون میریزن/ماها رو با انگشت نشون میدن و/میگن که این خارجیا کنیزن/گمون کنم مریض شدم بابایی/آخه داره هی ناخنام میفتن/خیر نبینن زجر و سنان تو صحرا/از تو همش جلوم بد میگفتن
-
نکنه به زور برگشته/اونقده صداش زدم که از دل تنور برگشته/نکنه به زور برگشته/تا که دید خرابه تاریکه/میترسم، نور برگشته/ما از حرم بودیم/تو جمعا کم بودیم/ما محترم بودیم/بی احترامی شد/رو خار رفتیمو/ناچار رفتیمو/بازار رفتیمو/بی احترامی شد/رسید از روی نیزه قرآنم/ای مو پریشانم/من دارم به زور میبینم/صورتت عوض شده/از هر طرف هر جور میبینم/من دارم به زور میبینم/تو الآن کنارمی/یا که بازم از دور میبینم/خیلی بده حالم/از زجر مینالم/افتاده دنبالم/میشنوی چی میگه/از حال رفتم که/همش میگفتم که/خودم میفتم که/هولم نده دیگه/کشید و پاره شد گریبانم/ای مو پریشانم/یتیمی درد بی درمانم/ای مو پریشانم/احساس کودک بودنم را/مسخره کردند/حتی صدای شیونم را/مسخره کردند/یکبار افتادم ز ناقه بی هوا اما/صد بار این افتادنم را/مسخره کردند/هم به لباس پارهام در کوچه خندیدند/هم روسری سر کردنم را مسخره کردند/لکنت گرفتم صحبتم را کندتر کرده/لحن پدرجان گفتنم را مسخره کردند/تقصیر آتش بود اگر که دامنم میسوخت/این بی ادبها دامنم را مسخره کردند/بابا عموما بعد سیلی تار میبینم/حتی شعاع دیدنم را مسخره کردند/آهن شده جنس طلای گردن آویزم/زنجیر دور گردنم را مسخره کردند
-
با نگاهت لشگر لشگر میریزه/توی میدون داره هی سر میریزه//شمشیر اشکت برنده مثل تیغ/شما از گریهات هم هنر میریزه/رقیه، علمدار زینبی/رقیه، توقرار زینبی/با گریهات، ریختی کاخ دشمن و/رقیه، ذوالفقار زینبی/ماه عالم تابی، دختر اربابی/تو یزید و حیران کردی/شأن بی تکراری، نوهی کراری/کاخ شام و ویران کردی/حسین حسین.../تویی که دنیا دنیا شه داری/بذر عشقت رو تو دلها میکاری/با نگاهت ارباب آروم میگیره/وقتی سر رو دوش بابات میذاری/رقیه، عزیز عالمینی /رقیه، نفس زینبینی/تویی که شرف دادی به خلقت/رقیه، ملیکهی حسینی/بفداکِ روحی، چه حیا و شکوهی/وقتی چادر سر میگیری/آرزوش اینه نوکر، که بهش بگن اخر/واسه رقیه میمیری/?
-
خستگی سینهزنا در میره با/یا رقیه یا رقیه یا رقیه /برکت زندگی کل نوکرا/با رقیه با رقیه با رقیه /سامونم رقیه، درمونم رقیه/کل زندگیمو، به تو مدیونم رقیه/جانانم رقیه، هیجانم رقیه/میره بالا با اسمت، ضربانم رقیه/افضل الاذکاره برای رقیه/یا ابالفضل یا ابالفضل یا ابالفضل/رزق تموم نوکرای رقیه/با ابالفضل با ابالفضل با ابالفضل/احساسه رقیه، الماسه رقیه/لبخند لبای، عمو عباسه رقیه/مدهوشه ابالفضل، روی دوشه ابالفضل/همه عشقش به اینه، که عموشه ابالفضل?
-
کاش بمیرم پای ششگوشه، حسین/پر بزنم توی آغوشِ، حسین /به هرکسی رفیق نگو، رفیق فقط حسین/دل شکسته رو زود میخره ازت حسین/خلاصه که تموم دنیا و آخرت، حسین/خوشا به حالم که تو آقای منی/میکُشی آخر منو تو سینه زنی/به قول حضرت عابث روحی فدا/حب الحسین ابن علی، اَجَننی/حسین.../عموی حضرت صاحب الزمان، قمر/پشت و پناه رقیه جان، قمر /کفیل حضرت عقیله، کاشف الکروب/تموم درد نوکرات و میدونی تو خوب/که کربلا میخوای اونم تو لحظهی غروب/بده برات حرم رو به سائلت/ای به فدای رخ ماه کاملت/سجده به عکس یه حرم به جای خود/واجبه سجده به عکس شمایلت/حسین.../جان فدای شبه پیغمبر، علی/منم غلام علی اکبر، علی/خدا یکی حسین یکی، قسم به مادرش/کسی قیاس نمیشه با، علی اکبرش/هزار هزار ستاره فدا سر دخترش/از سر میمنه تا میسره یکسر/عقب عقب میرفتن همه لشکر/همهمه افتاده میون میدون/که این خود حیدره یا علی اکبر/?
-
غم منو باید کتابش مرد/آه از دلم، دنیا کبابش کرد/به روی خاک، نوشتم اسمت رو/سنان رسید، با پا خرابش کرد /نگاه به این، زجر و طنابش کن بابا/یه دونه زد، صد تا حسابش کن بابا/فقط همین، این حال و روزمه ببین/یه دونه زد، صد دفعه من خوردم زمین/عمه شکست، غم تو آبش کرد /یه کی سر و رو تو خزابش کرد/دم حرم، شونه زدم موتو /تو قتلگاه، شمر خرابش کرد/بی رحمه شمر، بلای جونته هنوز/روی عباش، لکهی خونته هنوز/منو زدن، خواستن چیو ثابت کنند/کاشکی فقط، حرمله رو ساکت کنند/مسته یزید، خدا عذابش کن/خدا خودت، خونه خرابش کن/عمه رو با، اسم صدا میزد/داد زدم، خانم خطابش کن/نفرین و آه، به تخت و منبر یزید/دختر شاه، منم یا دختر یزید/تشت طلا، حواست پرت شد به سرت/وگرنه دق، میکرد سکینه دخترت/حسین من حسین من...?


تاکنون نظری ثبت نشده است.