- 70
- 1000
- 1000
- 1000
شب سیزدهم رمضان 1403 - محمدرضا طاهری
مناجات خوانی شب سیزدهم رمضان با صدای محمدرضا طاهری، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
بی تاب وبی صبر و قرارم در فراقت/یابن الحسن ابربهارم در فراقت/ در سینه آتش دارم و در دیده باران/این است حال و روزگارم در فراقت/ یک عمر دردل بودی و از دیده پنهان/هم با منی، هم غصه دارم از فراقت/ هرصبح وشب درخلوت خود روضه دارم/شد روضه ها دار و ندارم در فراقت/ یاد سه ساله دختری که گفت: بابا/رفتی و من چشم انتظارم در فراقت/ بابا منی که دست تو زیر سرم بود/بر خاکها سر می گذارم در فراقت/ امشب بیا باخود ببر جامانده ات را/بابا دگر طاقت ندارم در فراقت/
-
خوش آمدی، گله ای نیست، بهترم مثلا.../شبیه قبل نشستی برابرم، مثلا.../خیال میکنم اصلا مدینه ایم هنوز/بهشت چادر زهراست بسترم مثلا/دوباره مثل گذشته کشیده ای بابا/خودت به دست خودت شانه بر سرم مثلا/نسوخته ست، نه...امشب به پات می ریزم/خیال کن که همان نازدخترم مثلا.../بگو: فدای سرت، گوشواره گم شده است/بگو دوباره برای تو می خرم...مثلا/خیال میکنم انگشتر تو پیش عموست/تو هم خیال کن آنجاست زیورم مثلا/اگر شکسته ام و زخم خورده، چیزی نیست/خمیده قدّم و هم سنّ مادرم مثلا/خیال کن که رقیه زمین نخورده پدر/خیال کن که سر دوش اکبرم مثلا.../کبود نیست کمی خاکی است صورت من/نرفته دست کسی سوی معجرم مثلا/تو فکر کن مثلا عمه را کتک نزدند/مراقب است عموی دلاورم مثلا/شبی که گم شدم و بین دشت جا ماندم/نخورد ضربه ی محکم به پیکرم مثلا/به قصد کشت کسی خواست تا مرا بزند/ولی رسید به دادم برادرم مثلا.../به روی نیزه کنار تو دید یک سر را/رباب گفت که خوابیده اصغرم مثلا...***من که نمرده بودم بر روی نیزه باشی/آمده کردم از اشک ویران سرای خود را/طفلی که داده بودم دیشب شفای او را/انداخت پیشم امروز قدری غذای خود را/تقصیر هیچ کس نیست در سینه ام نفس نیست/زجر امتحان نموده، هی ضرب پای خود را/


تاکنون نظری ثبت نشده است.