- 209
- 1000
- 1000
- 1000
شهادت حضرت رقیه (س) 98 - حنیف طاهری
مرثیه خوانی شهادت حضرت رقیه (س) با صدای حنیف طاهری، 1398
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
روضه - بابا تویی یا خواب می بینم امشب که شام غصه ها سر شد بعد از گذشتن از چهل منزل ویرونه ماهم منور شد پس نوبت ماهم رسید آخر می خوام تو آغوش سرت باشم دیدم که تو دلتنگ زهرایی گفتم شبیه مادرت باشم اینجا که می بینی شبهاش سرده گرمای روزهاش مثل آتیشه اون گوشه اون خاک ها رو می ببینی اون رخت خواب دخترت میشه دورو برت رو خوب تماشا کن اینجا خرابه بود خونه ام شد اون لکه های قرمز ر وخاک اون جانماز عمه جونم شد شبها با درد پهلو صبح میشه روزها با سیلی غروب میشه دستام چشام پاهام سرم گوشام بابایی چیزی خوب میشه تعریف کن از اون چهل منزل واسم بگو از روزهاتو شبهات گفتند که تو پیش خدا بودی پیش خدا زخمی شده لب هات اون شب که ما از کربلا رفتیم گفتند سرت یک جای دور بوده گفتند که تو پیش خدا بودی حتما خدا هم تو تنور بوده چیزی نپرس از کربلا تا شام سخته نگم از اون همه آزار بابایی من دیگه سه سالم نیست یک عمر شد رفتن از اون بازار سخته بگم از قصه زخمام واسه تو که دریای احساسی راستی بابایی بین این مردم دستی به اسم ضجر میشناسی من گم شدم اومد سراغ من موهام شد بیشتر پریشونت گفتم عمو سیلی زدو بعدش با طعنه گفت این هم عمو جونت بابا بابا .. چادر نمازم رو نبردم که توی مدینه جا گذاشتم من بابا چرا خیره به گوشامی اصلا مگه گوشواره داشتم من دستامو پنهون می کنم پشتم بازم یه جاهایش معلومه این حلقه قرمز کبودی نیست تو فکر کن جای النگو نیست هرجا که می شد مارو چرخوندند با سختی رو پاهام می ایستم بزم نمی دونم چی بود اینجا من حتی اسمش رو بلد نیستم از معجرا و. چادرا بابا چیزی نپرس از من نمی دونم انقدر که می دونم این روزا از آستین پاره ممنونم حسین حسین حسین
-
روضه
-
پیش زمینه - اربعین همایش لشکریان حسین قدرت این سپاهیان حسین اربعین عرض ارادت به شهیدان حسین همه بی ریا عاشق جان به کف هستند به خط شهادت پیاده به صف هستند همه سینه چاک حسین و حسن باشند همه گوش به فرمان شاه نجف هستند تا نجف برو با اذن شاه دین برو کربلا عاقبت به خیری می خوای اربعین برو کربلا اربعین عزت دین شکوه عشق زائران اربعین حماسه محبت مدافعان اربعین بیعت با مهدی صاحب زمان همه قطره ها غرق در وسعت دریا همه راهیان محو روی گل زهرا همه زیر لب العجل العجل گویند اغثنا اغثنا به حق حسین مولا غیرت حسین داری اربعین برو کربلا کن دین خدا را یاری اربعین برو کربلا
-
زمینه - به خرابه تاریک ماه آسمون سر زد بابا جون خبر داری که چی سرم اومد مگه یادم میره سرت روی نیزه ها رفت مگه یادم میره آه دلم تا کجا رفت مگه یادم میره عمه میون بازار و مگه یادم میره سرت توی تشت طلا رفت یادمه غم بی امونو یادمه لب غرق خونو یادمه قاری قرآنو یادمه چوب خیزرونو به شوق وصال تو پاش دم زمین خوردم تا بیای پیشم بابا هزار دفعه مُردم مگه یادم میره آتیش زدن خیمه ها رو مگه یادم میره زخم زبون شامیا رو مگه یادم میره گم شدنم بین صحرا مگه یادم میره شب توی بیابونا رو یادمه از ناقه افتادم یادمه ناله و فریادم یادمه چجوری من رو زد یادمه انگاری جون دادم
-
واحد - تو وقتی اومدی گفتم که تقصیر دل من بود تو که دیدی بابات خوابه چه وقت گریه کردن بود حالا که اومدی پیشم بازم آغوشت و وا کن بغل کن بغضم و بازم غریبیم و تماشا کن حالا که اومدی پیشم بذار خلوت کنم با تو بذار تعریف کنم بعدش ببین من پیر شدم یا تو ببخش حرف های تعریفیم دیگه حرف های خوبی نیست ببخش واسه پذیرایی خرابه جای خوبی نیست خرابه بسترش خاکه، خرابه بالشش خِشته تو خیلی خاکیای امّا، برای دخترت زشته برای دخترت زشته، که خونش این طوری باشه بذار چیزی نگم شاید، تو حرفام دلخوری باشه کدوم خانوم با این حالش، پیش مهمون مَعَذَّب نیست ببخش از راه طولانی، سر و وضعم مرتب نیست اگه مهمون داری باید، براش با جون مُهَیّا شی خجالت میکشی وقتی نتونی از زمین پاشی نگی من بیادب بودم، نگی این دختر عاشق نیست نمیتونم پاشم از جام، پاهام پاهای سابق نیست حالا چشمای کم سومو، به هر چی جز تو میبندم به زورم باشه پا میشم، به زورم باشه میخندم مگه تو صورتم امشب، به غیر از خنده چی دیدی که از وقتی پیشم هستی، یه بار حتی نخندیدی یکی دستش تو تاریکی، به گونم خورده، چیزی نیست یکی از من یه گوشواره، امانت برده، چیزی نیست بابا جونم میگه عمه موهای من یه کم ریخته یه قدری خسته راهم یه کم خوابم به هم ریخته میخوام امشب سرت تا صبح، به روی دامنم باشه میخوام امشب شب خوبِ از اینجا رفتنم باشه دیگه اخماتو وا کردی، منم با بغض میخندم بیا آغوشتو وا کن، منم چشمامو میبندم
-
تک - من نوه فاطمه و من حامی ولایتم به پای نیزهی پدر گریهی من عبادتم خیلی زدن ولی ببین قامت من که تا نشد حتی نماز شب منتو این سفر قضا نشد یا رقیه بنت الحسین ویرونه شد شام بلا با دست انقلاب من حافظ دین مصطفی چادر من حجاب من عزت من وقار من از نسب هاشمیه حجاب و عفتم پدر ارثیهی فاطمیه یا رقیه بنت الحسین کاخ یزید و رو سرش خراب میکنم پدر بعدش از اینجا میرم و میام کنار تو سحر تا دنیا دنیاس بخدا اسم منو تو میمونه ولی از این پلید نحس نام و نشون نمیمونه یا رقیه بنت الحسین
-
شور - برای هر پریدن بال من تو همیشه قبله ی آمال من تمام سال میگردم به دورش تمام روز و ماه و سال من تو یا حسین ابن علی یا حسین ابن علی اگر از ما بگیرد یا نگیرد الهی بی غمت دل پا نگیرد خدا از ما بگیرد هرچه را خواست ولی عشق تو را از ما نگیرد اگر دنیا اگر عقبی حسین است که کار هر دو عالم با حسین است چه تفسیر شگفتی هر که گفته که این یاسین بی سر یا حسین است تمام خیر عالم در حسین است همین امروز هم محشر حسین است تمام بندگان او به یک سو خدا عاشق تر از ما بر حسین است
-
شور - ای خوب من محبوب من میدونی کی قلبش برات میکوبه من ای یار من سالار من میدونی کی یک عمره دوسِت داره من عشقم تویی جونم تویی اسمی که خورده سر در خونم تویی دارو و درمونم تویی من با یکی خیلی خوشم اونم تویی این دل که دارم پر میزنه سمت حریم غرق نورت کامل شکسته ست قابل نداره باشه تقدیم حضورت جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین عرش خدا پایین پات عیسی بن مریم خادم تو روضه هات عمریه میخونم برات بال ملائک فرش راه زائرات زینب مریدت بود و بس این عشق زیبا تا ابد بی سابقه ست گفتم حسین با هر نفس اسم تو رمز دلبری از فاطمه ست سینه زناتو زهرا خریده اتفاقی که نمیشه با دست خستش امضا زده تا نوکرت باشم همیشه جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین خیلی گرفتارم ببین مشکل گشایی کن یل اُم البنین جان امیرالمؤمنین اذنم بده پیش تو باشم اربعین ای دلبرم یا ذوالکرم یادم نمیره کربلا کنج حرم درمون چشمای ترم کاشکی بشه بازم بیام با مادرم چشمامو بستم حس کردم امشب زائر صحن و سراتم حالم خرابه ای مستجاب الدعوه محتاج دعاتم جانم اباالفضل جانم یل اُم البنین جانم اباالفضل
-
روضه - مرا به شام نبینید در لباس اسارت که تا خداست خدا بر تمام خلق امیرم پناهِ هفت سپهرم، که گفته دختِ یتیمم؟ شفیعهی دو سرایم، که خوانده طفل صغیرم؟ عزیزِ فاطمه هستم زِ عزّتم نشود کم اگرچه در دل شب گوشهی خرابه بمیرم یزید داد مرا جا به روی خاک خرابه به زعم آن که شمارَد میان خلق حقیرم کجاست تا نِگرد در همین خرابه زِ عزّت پناهِ طفلِ صغیرم مطاف شیخ کبیرم خدا گواست کتک خوردم التماس نکردم مگر نه دخترِ ناموسِ کردگارِ حیّ غدیرم چه باک اگر که به سنگم زنند نخل کمالم چه غم زِ سلسلهی روبَهان که دخترِ شیرم عدو به چشم حقارت نظاره کرد به حالم خبر نداشت که حتی فرشته نیست نظیرم


تاکنون نظری ثبت نشده است.