منو
شب بیست و یکم رمضان، شهادت امام علی (ع) و شب قدر 1402 - محمدرضا طاهری

شب بیست و یکم رمضان، شهادت امام علی (ع) و شب قدر 1402 - محمدرضا طاهری

  • 4 تعداد قطعات
  • 3 دقیقه مدت قطعه
  • 19 دریافت شده
مرثیه خوانی شب بیست و یکم ماه رمضان، شهادت امام علی (ع) و شب قدر با صدای محمدرضا طاهری،‌ 1402

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • یابن الحسن امشب کجا احیا گرفتی/از چه به دور از چشم ما احیا گرفتی/ای کاش می شدکه به جمع ما بیائید/آقای ما تنها چرا احیا‌ گرفتی/از نوکران مدعی خیری ندیدیم/با چند تا بی ادعا احیاء گرفتی/ای دل شکسته در غم فرق شکسته/با ماتم شیر خدا احیاء گرفتی/شاید بقیعی در کنار قبر زهرا /با مادرت با مجتبی احیا گرفتی/شاید هم امشب در کنار جسم سر /قرآن به سر در کربلا احیاء گرفتی/خیلی برای ما گرفتاران دعا کن/امشب اگر پائین پا احیاء گرفتی/امشب اگر شد نام ما را هم صدا کن/خیلی برای کربلای ما دعا کن/
  • با خون دل امشب علی دم‌ساز می‌شد/وقتی که چشمش بسته می‌شد، باز می‌شد/زینب زمین می‌خورد و غم، آغاز می‌شد/با زخم فرقش مرتضی، هم‌راز می‌شد/آه دل و زخمش هماهنگند امشب/سر بند زرد و صورت، هم‌رنگند امشب/بعد از مدینه، بغض‌های او، شکسته است/بر روی بستر، حضرت ابرو شکسته است/خیلی شبیه مادر پهلو شکسته است/او داغ‌دار بانوی بازو شکسته است/دریا دارد آتش و داغ پسر را/پهلوی زهرا، میخ درب شعله ور را/ایتام بی بابا، شبی دلگیر دارند/انگار دستی بسته با، زنجیر دارند/زخمی به دل از فتنه‌ی تقدیر دارند/در دست‌هاشان، کاسه‌های شیر دارند/امشب عزادار علی، ایتام هستند/ایتام کوفه بعد از این، بی شام هستند/آن‌شب علی، آرام روی بسترش بود/اشک حسینش، روی چشمان ترش بود/اشک حسن، از جنس اشک مادرش بود/وقت وصیت‌های روز آخرش بود/خیره شده چشمش، به چشمان ابالفضل /دست حسینش بود و دستان ابالفضل/آن‌شب علی می‌گفت رازی بر ملا را/راز جگر را، زهر و تشت مجتبی را/راز حسینش را، عزای کربلا را/راز سر خونین روی نیزه‌ها را/آن‌شب علی با زینب از گودال می‌گفت/از غارت گهواره و خلخال، می‌گفت/می‌دید زینب، یک نفر سر را گرفت و/با چکمه روی سینه‌ی او، جا گرفت و /دستی به گیسوی سر آقا گرفتو /سر را لحظه ای بالا گرفتو/دست سیاهی، سر به خنجر می‌سپارد/خواهر برادر را به مادر می‌سپارد/حسین...
  • با اشک، به منه خسته شده نگید بمون/با اشک، راهیَم امشب، به سمت آسمون/سی ساله که، صبح و شب، چشام تره، باید برم/سی ساله که، قلب من، شعله‌وره، باید برم/سی ساله که، فاطمم منتظره، باید برم/راحت می‌شم، دیگه از کنایه و زخم زبون/راحت می‌شم، من از این شهر بدون هم‌زبون/راحت می‌شم، نمی‌بینم قاتل مادرتون، نگید بمون /هر جا قنفضو دیدم، بازوی من تیر کشید/تا مُغیره رو دیدم، پهلوی من تیر کشید/زینب، ببینم با کوه غم، چه می‌کنی/زینب، داغ ببینی پشت هم، چه می‌کنی/گریه نکن، اگر امشب داری بی بابا می‌شی/گریه نکن، بعد من با غصه آشنا می‌شی/گریه نکن، تو یه روز راهیه کربلا میشی/آماده شو، تنه اِرباً اربا باید ببینی/بین لشکر، کنار حسین اونروز بشینی/روی یک عبا، پسر حسینو باید بچینی/چه می‌کنی؟ چه می‌کنی؟/سر هیجده تا عزیزتو ببینی رو نِی/خیزرون رو روی لب، ببینی تو بزم مِی/ای حسین...
  • آمده عبد گنهکار الهی به علی/آمده بنده سربار الهی به علی/روسیاه آمده ام روی مرا رد نکنی/من خطاکار و تو غفار الهی به علی/همه جا رفتم و دیدم خبری نیست که نیست /جز در حیدر کرار الهی به علی/قسمت داده ام عمری ست الهی به حسین/قسمت میدهم این بار الهی به علی/به همان لحظه که صدیقه اطهر میگفت/لابلای در و دیوار الهی به علی/به همان لحظه که سادات بنی هاشم را /میکشاندند به بازار الهی به علی/شب قدر است و دل ما به نگاه تو خوش است/به همین خواهش ده بار الهی به علی/شاعر: محمود یوسفی

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی