با اجرای گروه محراب
خواب روا نیست به صبح بهار
ای مه من دیده گشا مهروار
گفت چمن وادی ایمن بود
آتش طور است گل حسن یار
باد بهار است نوای زبور
نغمه داود سرود حزان
زنده کند پیکر بی روح را
چون دم عیسی ست نسیم بهار
گفت گل باغ جهان بی وفاست
باد خزان را نبود اعتبار
جلوه ی گل گر چه بود دلفریب
زود دل از کف مده ای هوشیار
چشم بپوش از گل و از دل ببین
در گل و سنبل رخ و زلف نگار
تا نگری جلوه صد باغ گل
در رخ زیبای دل آرای یار
تا شنوی ذکر ملائک بگوش
وقت سحر ناله ی مرغان زار
یار خدا باش به شام و سحر
ذکر خدا گوی به لیل و نهار
روز و شب از شوق جمال حبیب
اشک صفا ریز چو ابر بهار
خواب روا نیست به صبح بهار
ای مه من دیده گشا مهروار
گفت چمن وادی ایمن بود
آتش طور است گل حسن یار
باد بهار است نوای زبور
نغمه داود سرود حزان
زنده کند پیکر بی روح را
چون دم عیسی ست نسیم بهار
گفت گل باغ جهان بی وفاست
باد خزان را نبود اعتبار
جلوه ی گل گر چه بود دلفریب
زود دل از کف مده ای هوشیار
چشم بپوش از گل و از دل ببین
در گل و سنبل رخ و زلف نگار
تا نگری جلوه صد باغ گل
در رخ زیبای دل آرای یار
تا شنوی ذکر ملائک بگوش
وقت سحر ناله ی مرغان زار
یار خدا باش به شام و سحر
ذکر خدا گوی به لیل و نهار
روز و شب از شوق جمال حبیب
اشک صفا ریز چو ابر بهار


تاکنون نظری ثبت نشده است.