با اجرای گروه محراب
راستی را کس نمی داند که در فصل بهار
از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار
عقل ها حیران شوند کز خاک تاریک نژند
چون برآید این همه گل های نغز کامکار
کیست آن صورتگر ماهر که بی تقلید غیر
این همه صورت برد بی علت و آلت به کار
چون نپرسی کین تماثیل از کجا آمد پدید
چون نجویی کین تصاویر از کجا شد آشکار
خیری از مهر که شد زین سان به گلشن زردروی
لاله از عشق که شد زین سان به بستان داغدار
از چه بی زنگار سبز است از ریاحیین بوستان
از چه بی شنگرف سرخ است از شقایق کوهسار
باده بی عنبر چرا شد این چنین عنبر فشان
ابر بی گوهر چرا گشت این چنین گوهر نثار
بر کف این تسبیح یاقوت از چه گیرد ارغوان
بر سر این تاج زمرّد از که دارد کوکنار
راستی را کس نمی داند که در فصل بهار
از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار
عقل ها حیران شوند کز خاک تاریک نژند
چون برآید این همه گل های نغز کامکار
کیست آن صورتگر ماهر که بی تقلید غیر
این همه صورت برد بی علت و آلت به کار
چون نپرسی کین تماثیل از کجا آمد پدید
چون نجویی کین تصاویر از کجا شد آشکار
خیری از مهر که شد زین سان به گلشن زردروی
لاله از عشق که شد زین سان به بستان داغدار
از چه بی زنگار سبز است از ریاحیین بوستان
از چه بی شنگرف سرخ است از شقایق کوهسار
باده بی عنبر چرا شد این چنین عنبر فشان
ابر بی گوهر چرا گشت این چنین گوهر نثار
بر کف این تسبیح یاقوت از چه گیرد ارغوان
بر سر این تاج زمرّد از که دارد کوکنار


تاکنون نظری ثبت نشده است.