با اجرای گروه به سوی فردا
قانعی گنجی ست گر آید به کف
قانعی دُرّ است و دل همچون صدف
فقر می میرد نه با مال زیاد
بلکه با خوشنودی از آنچه بداد
آن که کرده اکتفا بر روزی اش
صاف گردانده ره پیروزی اش
هر که گوید بر طریق اعتدال
تنگدستی بهر او باشد مهار
دولتی دارد هر آن که قانع است
می رسد از خلق خوش نعمت به دست
ثروتی باشد پناهت بی گمان
که نباشد هیچ پایانی بر آن
قانعی گنجی ست گر آید به کف
قانعی دُرّ است و دل همچون صدف
فقر می میرد نه با مال زیاد
بلکه با خوشنودی از آنچه بداد
آن که کرده اکتفا بر روزی اش
صاف گردانده ره پیروزی اش
هر که گوید بر طریق اعتدال
تنگدستی بهر او باشد مهار
دولتی دارد هر آن که قانع است
می رسد از خلق خوش نعمت به دست
ثروتی باشد پناهت بی گمان
که نباشد هیچ پایانی بر آن


تاکنون نظری ثبت نشده است.