- 23
- 1000
- 1000
- 1000
ظهر شهادت حضرت فاطمه (س) 1403 - محمدرضا بذری
مرثیه خوانی ظهر شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) با صدای محمدرضا بذری، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
حالم بد است حال تو وقتی که خوب نیست/خورشید من بمان که وقت غروب نیست/حالم بد است حال تو بهتر نمیشود/اوضاع از این که هست بدتر نمیشود/حالم بداست حال تو که روبه راه نیست/روز کسی چنان من دل خون سیاه نیست/حالم بداست حرف بزن دردودل کنیم/چیزی که بگو که غصه و غم رو خجل کنیم/حالم بد است، حق بده زانو بغل کنم /زهرا، نشد به قول و قرارم عمل کنم /حالم بد است، حق بده که دیده، تر کنم /زهرا، خودت بگو که چه خاکی به سر کنم/حالم بد است، پشت سرت، حرف میزنند/اهل مدینه از سفرت حرف میزنند/حال تو که بد است، همه حالمان بد است / حال حسن، زیادتر از دیگران بد است /خرده گرفتهاند به اشکت، تو گریه کن /قربان دانههای سرشکت، تو گریه کن /تو گریه کن، سبک شوی آرامتر شوی /تو گریه کن که منصرف از این سفر شوی /تو گریه کن، جواب به همسایه با خودم/تو حرف خوردی از همه، شرمندهات شدم/خانه به خانه، در زدی و بیجواب شد /از بیمحلّی همه، حالت خراب شد /آیینه از شکستن تو زار میزند/حتی لباس بر تن تو زار میزند/بیخود نماز تو که شکسته نمیشود/زخم تو باز مانده و بسته نمیشود/ای استخوان شکستهی مجروح مضطرم/باید شکسته بند برایت بیاورم/کاری که میخ با تو در آن روز سخت کرد/تا صبح روز مرگ مرا تیره بخت کرد/یادم نمیرود که در افتاد روی تو/پیچید شعلهها به پر و پای موی تو/تک تک چهل نفر همه از روت رد شدند/گلبرگهای شاخهی یاسم لگد شدند/با دست بستهام که مرا برد دیدمت/زهرا تو را میان زد و خورد دیدمت/رد غلاف پشت لباست مشخص است/با کینه میزدند، صدا میزدم بس است/اما مغیره از زدنت دست برنداشت/شعله ولی ز سوختنت دست برنداشت/لطمه به این تحمل مردانهام زدند/مردم زن مرا وسط خانهام زدند/حالا منم که از تو خجالت زده شدم /حالا منم که سخت مصیبتزده شدم/زهرا حلال کن سر من بود هر چه شد/پای دفاع باور من بود هر چه شد/خسته از این مدینه و از این محلهای/ای قبلهگاه من، چه شده رو به قبلهای/کز کردهاند هر طرفی بچههای تو/ماتم گرفتهاند تماماً برای تو/گفتم بمان تو خواهش این خانوادهای/تازه به من سفارش تابوت دادهای/حالا که میروی نظری نور عین را/تا وقت هست خوب بغل کن حسین را
-
صدای تو خستهی خسته/سلامِ شکسته شکسته/کار خونه میکنی زهرا/حق داری نشسته نشسته/نفسِ بریده بریده/میشینی خمیده خمیده /میسوزی یهذره یهذره/تو دیگه بمونی بعیده /من میرم واسه غمت گریه کنم/گریه کنم، گریه کنم/واسه این عمرِ کمت گریه کنم/گریه کنم، گریه کنم/اگه جبرائیل اومد سر بزنه /سر بزنه، سر بزنه /بگو دیگه نمیخواد در بزنه/در بزنه، در بزنه/آه زهرا خانوم یه دعا کن واسه این مظلوم/قسمت ما غربته غربت/نداره این در دیگه حرمت/این دری که سوختهی سوخته/چی شده با بیت نبوّت/شوهر تو مظلومِ مظلوم /داری میری معلومه معلوم/خونه رو سپردی به زینب/میگی دیگه خانومه خانوم/حق بده با حسنت گریه کنم/گریه کنم، گریه کنم/این که مَردا زدنت گریه کنم/گریه کنم، گریه کنم/اگه سلمان اومد سر بزنه/سر بزنه، سر بزنه /بگو دیگه نمیخواد در بزنه /در بزنه، در بزنه/آه زهرا خانوم یه دعا کن واسه این مظلوم/لالایی میخونی یه گوشه/هر مادری این آرزوشه /پیراهن محسنو دوختی/ولی بده اصغر بپوشه/همونی که طفلِ رُبابه/علی نگو روضهی آبه/عمو نیومده بیتابه/چهجوری از عطش بخوابه/حق بده آب ببینم گریه کنم /گریه کنم، گریه کنم/نور آفتاب ببینم گریه کنم/گریه کنم، گریه کنم/
-
انّا لِلّه و انّا الیهِ راجِعون خَرَجَت زینب/تو همین ظهر خداحافظی از من کردی/وقتِ مغرب نشده رَملِ بیابان شدهای/تو کَس و کار منی، شمر جلو دار شده/با سرت راهنمایِ من و طفلان شده ای
-
آه ریان حتی از شریعه خورد حیوان/شیب گوداله و شاه بی ردا وا محمدا وا محمدا/عمه جان رو به مدینه زد صدا وا محمدا وا محمدا/انّا لِلّه و انّا الیهِ راجِعون خَرَجَت زینب/


تاکنون نظری ثبت نشده است.