- 85
- 1000
- 1000
- 1000
وفات حضرت ام البنین (س) 1403 - منصور ارضی
مرثیه خوانی وفات حضرت ام البنین (س) با صدای حاج منصور ارضی، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
لبم ذوق سرودن دارد و شوق ثنا دارد/ز خاتونی که در دل ماتم خون خدا دارد/ چه بانویی که بعد از کربلا هر لحظه هر ساعت/به سینه اه حسرت بر تنش رخت عزا دارد/ زنم چنگ توسل بر ضریح دامن آنکه/به دامانش ملک هر روز دست التجاء دارد/ حضور او میاورد دردهای لاعلاجت را/که عباسش از او روی زمین دارالشفا دارد/دلش را دست حیدر داد بعد از خواب شیرینش/از این بابت یقینا پنچه مشکل گشا دارد/اگر درمانده ای جای مرو اینجا بیا زیرا/پس از عباس هم دائم تفقد بر گدا دارد/عروس خانه بود اما به سر شوق کنیزی داشت/تحیر کرد عالم بس که او حجب و حیا دارد/جوابی تا به پیری خدمت اولاد زهرا کرد/اباالفضل از وفاداری او دعو وفا دارد/همین خانوم که خاکی چادرش گردید/از بس که نشسته در بقیع و شکوه از دست قضادارد/به یاد خیمه های سوخته هر روز می سوزد/به زیر چادرش خیمه زده ماتم سرا دارد/دل سنگ از صدای هقهقه او آب می گردد/ز سوز آه او نی نیز آتش در نوا دارد/ز بس که ایستاد بر در دروازه باریده/نه سویی بر چشم ترش نه این که پا دارد/بشیر آمد ولی او پرسش از حال حسینش کرد/از این حیث که جا در دل خیر نساء دارد/عجب ام البنینی پس پسرهایش کجا هستند/دم پیری که خیلی احتیاجی بر عصا دارد/میان صورتی از چهار تا قبر گریان است/گمونم چهار مفقود الجسد در کربلا دارد/پس از کرب و بلا پر رنگ تر او مادری کرده/گمانم اگر ام بناتش هم بخوانم باز جا دارد/پسر هایش کجا هستند حالا که زمینگیر است/.....کوچهها را یکی یکی آرام /با قدمهایش جستجو میکرد /گریه میکرد با صدای بلند /با خودش نیز گفت و گو میکرد/مینشست و به حال اولادش /داد و فریاد از جگر میزد /اول صبح تا دم مغرب/به دل آسمان شرر میزد/ روی خود را به کرببلا میکرد /گریهاش محض داغ دریا بود /هرکه از شیر هاشمی میگفت /بر لبش نالهی وا حسینا بود/
-


تاکنون نظری ثبت نشده است.