- 89
- 1000
- 1000
- 1000
رحلت پیامبر (ص) 1403 - محمدرضا طاهری
مرثیه خوانی شب رحلت پیامبر (ص) با صدای محمدرضا طاهری، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
ای کاش یک ثانیه با ما همنشین باشی/سخت است عمری این چنین تنهاترین باشی/خاک “دلم” تسخیرِ بیگانه نخواهد شد/ای دوست! وقتی صاحب این سرزمین باشی/ای کاش ما هم مهزیارت می شدیم آقا/وقتی میان شیعه گرمِ دستچین باشی/دنیا رکابش را هزاران سال صیقل داد/تا شاید این جمعه رکابش را نگین باشی/خیلی دلم می خواهد آقا وقت جان دادن/آن لحظه های واپسین باشی/بار گناهان منِ نامرد باعث شد/تا جای من پیش خدا تو شرمگین باشی/پای برهنه..،کربلا..، با تو نشد آقا /خیلی دلم میخواست با من اربعین، باشی/ای کاش امشب در مدینه میهمان بودیم/تا روضه خوان رحمت للعالمین باشیم /شاعر: بردیا محمدی
-
نبی به تارک ما تاج افتخار گذاشت/برای امت خود فخر و اقتدار گذاشت/نخواست اجر رسالت، ولی دو گوهر پاک/میان ما دو امانت به یادگار گذاشت/دو گوهری که عزیزند چون نبوت او/یکی کتاب خدا و یکیست عترت او/از این دو، مقصد و مقصود او هدایت بود/همه هدایت او نیز در ولایت بود/مودتی که ز ما خواست بر ذوی القربی/از او به ما کرم و عزّت و عنایت بود/خطاب کرد که این هر دو اعتبارِ هماند/هماره تا ابد الدهر در کنار هماند/به حق که این دو همانند نور و خورشیدند/که از نخست به قلب بشر درخشیدند/چهارده سده بگذشته همچنان شب و روز/ز هم جدا نشدند و فروغ بخشیدند/چنان که نور و چراغاند لازم و ملزوم/یکیست مکتب قرآن و چارده معصوم/سوای قرآن، مؤمن فنا بُوَد دینش/بدون عترت هرکس خطاست آیینش/کسی که گفت کتاب خداست ما را بس/کند هماره خدا و کتاب نفرینش/به آیه آیهی قرآن قسم، بُوَد معلوم/که دین شیعه کتاب است و چارده معصوم/چهارده مه تابنده، چارده اختر/چهارده صدف نور، چارده گوهر/چهارده یَم توفنده، چارده کشتی/چهارده ره روشن، چارده رهبر/چهارده ولی و چارده مسیحا دم/که هم مؤیِد هم بوده، هم مؤیَد هم/هزار حیف که امت ره وفا بستند/پس از رسول خدا عهد خویش بشکستند/هنوز جسم حبیب خدا نرفته به خاک/به دشمنان خدا دسته دسته پیوستند/به بیت فاطمهی او هجوم آوردند/به جای گُل همه هیزم برای او بردند/مدینه دستخوش فتنهای عجیب شدهست/بهشت وحی محیط غم حبیب شدهست/کجا روم؟ به که گویم؟ چگونه شرح دهم؟/علی که بود وصی نبی غریب شدهست/سقیفه گشته به پا و غدیر رفته زِ یاد/چه خوب اجر نبی داده شد، زهی بیداد/چه روی داد، که بستید دست مولا را؟/رها ز بند نمودید دیو دنیا را؟/چرا رسول خدا را ز کینه آزردید؟/چرا به بیت ولایت زدید زهرا را؟/طریق دوستی و شیوهی وفا این بود؟/جواب آن همه احسان مصطفی این بود؟/عدو به آتش اگر جنّت الولا را سوخت/شرارهاش حرماللهِ کربلا را سوخت/نسوخت چادر دخت حسین را تنها/پَرِ ملائکه و قلب انبیا را سوخت/
-
از غربت پیمبر، داور به گریه افتاد/توحید روضهخوان شد، کوثر به گریه افتاد/هم دختر نبی بود، هم مادر پیمبر/بدجور مادرانه، دختر به گریه افتاد/یاد "حُسینُ مِنّی..." با جدّ خویش میسوخت/آمد حسین، نزدِ دلبر به گریه افتاد
-
روی لبای پیغمبره زهرا/این دیگه نگاه آخره زهرا/میگه به حیدر دم آخر/با دل خون و چشمای تر/امانتی برات آوردم/فاطمه رو به تو سپردم/تا آخرش یاور من باش/مواظب دختر من باش/آی مردم آی مردم /خواهش پیغمبرتونه/آی مردم آی مردم/زهرای من غریب نمونه/روضه میخونه دختر برا بابا بابا بابا/منو میزنند تو کوچهها بابا بابا بابا/روضهی فاطمه همینه/چه میکنند اهل مدینه/میون آتیش همین در/شهید میشه بچه حیدر /عزیز پیغمبرشونه/جوونه اما قد کمونه/آی مردم آی مردم /زهرا دیگه راه نمیره/آی مردم آی مردم/فاطمه دوست داره بمیره/آی مردم آی مردم /علی از دنیاتون سیره/آی مردم آی مردم /علی بیزهرا میمیره/آی مردم آی مردم /اجر پیغمبر ادا شد/آی مردم آی مردم /همهی هستیام فدا شد/روضه میخونم با چشمِ تَر، مادر، مادر، مادر/شهیدهی مَفقودُالاَثَر، مادر، مادر، مادر/منم مثلِ همه آدما، دوستدارم، شب جمعهها/با دلِ تنگ و چشمِ تَرَم، برم سرِ خاکِ مادرم/ولی نشونیشو ندارم کجا باید براش بِبارم؟/آی مردم آی مردم نامردی رسمِ روزگاره/آی مردم آی مردم مادرِ من حَرَم نداره/آی مردم آی مردم مرگ دلدارم رسیده/آی مردم آی مردم آخر کارم رسیده/آی مردم آی مردم غم و دردم بیشماره است/آی مردم آی مردم آسمونم بیستاره است/آی مردم آی مردم شما زهرا رو نشناختید/آی مردم آی مردم با گل یاسم نساختید/گر نگاهی به ما کند زهرا/دردها را دوا کند زهرا/این مقام کنیز او باشد/تا دگر خود، چهها کند زهرا


تاکنون نظری ثبت نشده است.