- 100
- 1000
- 1000
- 1000
شهادت امام محمد باقر (ع) 1403 - سعید قانع
مرثیه خوانی شهادت امام محمد باقر (ع) با صدای سعید قانع، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
باقر علم مصطفا هستم وارث حلم انبیا هستم ساکن عرش کبریا هستم از اهالی کربلا هستم سینه ام از غم و بلا چاک است سنگ روی مزار من خاک است نورم از نور حضرت زهراست پدر من شفیع روز جزاست عشق من در تمامی دلهاست جد من آفتاب عاشوراست سینه ام مملو از تب عشق است مکتبم چونکه مکتب عشق است قطره قطره شبیه بارانم من امام حدیث و قرآنم از همان کودکی پریشانم بس که با گریه روضه میخوانم اشک جاری و سوزو گریه منم چون که همبازی رقیه منم همه خاطرات من درد است زندگی و حیات من درد است دفترم که دوات من درد است تا قیامت بساط من درد است آفتاب غمم غروب نداشت عمرمن لحظه های خوب نداشت من خودم مشک پاره را دیدم گلوی شیرخواره را دیدم غارت گاهواره را دیدم تن روی قناره را دیدم اربا اربای اکبر آبم کرد زخم پهلوی او کبابم کرد من خودم قتل شاه را دیدم خیمه بی سپاه را دیدم عمه بی پناه را دیدم من خودم قتلگاه را دیدم گریه های رباب را دیدم ناقه بی رکاب را دیدم کل بزم شراب را دیدم شاعر: مهدی نظری
-
بارون بارونِ اشک چشام مثل مجنونه حال و هوام خیلی دلتنگ و بی طاقتم فوراً باید زیارت بیام فوراً، مگه میشه زندگی بدون تو عمراً دردم، شده اینکه بی تو بودم و ضرر کرد میارم، خیلی بد شدم ولی هنوز دوسِت دارم حسین آقام همه میرن تو می مونی برام بیمارم کرده این فاصله غیر از دوری ندارم گله کی میتونه وساطت کنه چاره دست ابوفاضله سقا، همه زندگیمو دارم از همین آقا محشر، آبروی این دلِ شکستهی مضطر والا، بیقرار موج لطف و رحمتش دریا
-
سلام به صدای قدمت داره کم کم میرسه محرمت ای نفسم به خدا دلواپسم یعنی امسال به محرم میرسم سلام ما به رقیه دخترت به صدای گریه های اصغرت به خواهرت، به رباب همسرت به علم روی شونه آب آورت در به درم داری منت به سرم قسمت میدم به اشک مادرم تنها فقط اینه خواهش آقا که بذاری شب سوم و باشم آقا سلام ما به بریده حنجرت به بنیه گفتن های مادرت به خشکی و به ترک های لبت به طنین ناله های زینبت سلام ما به تن بی کفنت به جراحات عمیق بدنت سلام ما به تو و پیروهنت بمیرم با هر چی که بود زدنت سرنت به نی، بدنت تو بوریا بوریای کهنه ی دهاتیا
-
برات اشکای چشمام سر نمیاد دیگه حال خوش به نوکر نمیاد دست خالی اومدم در بزنم کاری جز گریه ازم بر نمیاد گریه میکنم برات گریه زیاد کی میگه گریه به مردا نمیاد مردم و زنونه گریه میکنم این همونیه که مادرت میخواهد تویی محبوبم تویی سلطانم دوست دارم صدام کنی و من بگم جانم جانم آقا جان من به فرمانم دوست دارم صدام کنی و من بگم جانم حسین آقا جان به خودم میگفتم عاشق نمیشم بی خیال عقل و منطق نمیشم ولی حالا حرفمو پس میگیرم دیگه اون آدم سابق نمیشم حرمت روزمو شب کرده حسین همه وجود من درده حسین کاش بذاری نوکرت مثل قدیم باز به آغوش تو برگرده حسین خیلی دلتنگم خیلی دلگیرم دوست دارم بیام حرم با مادر پیرم بنویس آقا توی تقدیرم دوست دارم بیام حرم با مادر پیرم حسین آقا جان
-
کسی خبر نداره از حالم دلم گرفته از همه عالم فقط حسینو میخواهم من از خوشی زندگی سیرم آخه بدون روضه میمیرم فقط حسینو میخواهم دلم رو حق بدید هوای دم غروب کنه فقط یه برات کربلا میتونه حالم رو خوب کنه میخونم آروم یا اباعبدالله سیدنا المظلوم یا اباعبدالله میخونم ای جان یا اباعبدالله سیدنا العطشان یا اباعبدالله چونان نمیبرم غم تو رو از یادحالا که میمیرم دلم میخواد تو کربلا بمیرم تا باشه آرزوم همین باشه چشام به صحن خوشگلت وا شه تو کربلا بمیرم نعمتی بهتر از نعمت همسایه نیست برام لذتی بهتری از لذت شبهای مشایه نیست برام دلم رو حق بدید هوای دم غروب کنه فقط یه برات کربلا میتونه حالم رو خوب کنه روضه مفتوح یا اباعبدالله سیدنا المجروح یا اباعبدالله میخونم ای جان یا اباعبدالله سیدنا العطشان یا اباعبدالله یادم نمیرود که همه عزتم توییمن پای سفره تو شدم محترم حسین لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین


تاکنون نظری ثبت نشده است.