- 1127
- 1000
- 1000
- 1000
شب بیست و یکم رمضان 1403 - میثم مطیعی
مرثیه خوانی شب بیست و یکم رمضان با صدای میثم مطیعی، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
روضه
-
زمزمه - چشماشو بسته پایین بستر همسرش زهرا نشسته میپرسن از هم بچهها با حال خسته پهلوی زخمی سخته یا فرق شکسته؟ داره تمومِ روزای عمرش پیش نگاهش مرور میشه داره میبینه هنوز میسوزه اون خونهای که توو آتیشه دارن می گن دیوار و در یک صدا بمون علی جان کجا میری ای زخمیِ کوچهها! بمون علی جان بابام علیه اصلا دلم میخواد برا بابام بمیرم امشب من از پیش علی جایی نمیرم جای علی روی سرم قرآن میگیرم وقت مناجات میخونی آروم هی زیر لبهات بفاطمه داری خدا رو میدی قسم به بازوی زهرات بفاطمه قدر تو رو نمیشناسه هیچکسی ای شاه عالم به داد ما گنهکارا میرسی ای شاه عالم چشمای عباس خیره به بابا مونده و اشکاش روونه بابا وصیتنامه شو داره میخونه عباس من! برادرت تنها نمونه خیلی عزیزه حسین مظلوم برای زهرا برای من دارم میبینم بچه م رو خاکِ غم سرگذاشته خدای من! حسینمو رو نیزهها میزنن با سنگ کینه هموناکه فاطمه ام رو زدن توی مدینه شاعر : رضا یزدانی
-
زمینه - سفرهدار تهیدستان کوفه! همدم چاه و نخلستان کوفه! دلنگرونی حسین، بغض گلوی زینبین رو نگاه کن آه، میدونم که دلخسته ای از دنیا آه، می دونم دلت تنگه واسه زهرا ما غریب میشیم اینجا غیر از تو، کیو دارن این یتیما آه بعد از تو، چه مصیبتا میاد از راه جرم ما، گفتن علی ولی الله ذکر ما، تا ابد علی ولی الله رنگ رخساره حیدر چه زرده زهر شمشیر بابا، با تو چه کرده؟ این نفسای آخره، وقت وداع حیدره، اوج درده وای، به حال زمین و زمان بعد از تو آه، شکوهی نداره جهان بعد از تو فخر دنیا تو بودی غیر از تو، کیو دارن این یتیما آه بعد از تو، چه مصیبتا میاد از راه جرم ما، گفتن علی ولی الله ذکر ما، تا ابد علی ولی الله ای شکستهدل ای آیینه من! موج خون دله تو سینهی من کاش نمیزدن ای خدا، سیلی به صورت تو با کینهی من آه، سلام علی بی جوابه زهرا آه، دعاهای تو مستجابه زهرا بی تو موندن عذابه رحمی کن، به نوای آه و یا امّاه عمر تو، شده مثل سورهای کوتاه جرم تو، گفتن علی ولی الله یا زهرا، ذکر تو علی ولی الله شاعر : دکتر محمدمهدی سیار
-
مناجات - اومدم با دست خالی ای خدا خوب می دونی با چه حالی ای خدا یه کاری بکن بشه پر بگیرم منم و شکسته بالی ای خدا بیا و گناهام و حساب نکن توبه می کنم، من و عذاب نکن بعلی بعلی بعلی شب قدریه من و جواب نکن مث ابرای بهاری میبارم رو به درگاه الهیت میآرم گوش بده به حرف من یه بار دیگه بذار اعتراف کنم دوست دارم چندتا قطره اشک و آه آووردم کوله باری از گناه آووردم شب قدری ضامن منم میشه!؟! به امام رضا ع پناه آووردم برامون اجابت دعا بذار دل و بیقرار کربلا بذار شب قدره بهتر از هزار شبه دستامو تو دستای آقا بذار من گدای خودتم از قدیما قسمت میدم به اشک یتیما بنویس تقدیرمو به روشنی پر بگیرم مث این یا کریما شاعر : فاطمه نانیزاد
-
زمزمه - کسی قدر من واسه لبات بی تاب نیست شبیه هاجر هر جا که میرم آب نیست پاتو رو خاک بکوب اسماعیل شاید از خاک بجوشه زمزم اما نه! برمیگرده عباس، بهت قول میدم شلوغ شده بیرون خیمه مادر گمون کنم که اومده آب آور تموم شد غصه... سکینه با گریه اومد پیش من میخونم از چشماش عموتو کشتن شروع شد غصه... «لالایی لالایی علی اصغر، عزیز مادر» بابا تنها شد، پاشو علی کاری کن به جای عباس، پاشو علمداری کن ای کاش صدتا پسر داشتم تا تووی راهش فدا میکردم از اول آرزوم این بوده، دعا میکردم آبرومو بخر میون میدون لشکریارو به عقب برگردون خدا به همرات زره به قدّ تو ندارن مادر قنداقه رو میبندمش محکمتر خدا به همرات «لالایی لالایی علی اصغر، عزیز مادر» حسین حرف میزد، تیری صداشو قطع کرد سه شعبه خورد به اصغر، رگاشو قطع کرد بند قلب منم شد پاره خونش پاشید به روی بابا لبهاش خشک از عطش بود و شد، فدای مولا قنداقشو کاش نمیکردم محکم دست و پا میزنه به سختی بچهام گلم پرپر شد بین سر و تنش جدایی افتاد شیش ماهه توو آغوش باباش جون داد گلم پرپر شد «لالایی لالایی علی اصغر، عزیز مادر» شاعر : سید مهدی سرخان


تاکنون نظری ثبت نشده است.