منو
ولادت امام زمان (عج) 1403 - محمود کریمی

ولادت امام زمان (عج) 1403 - محمود کریمی

  • 5 تعداد قطعات
  • 11 دقیقه مدت قطعه
  • 216 دریافت شده
مدیحه سرایی ولادت امام زمان (عج) با صدای محمود کریمی، 1403

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • سرود - علی، اوّل؛ علی، آخر؛ علی، ساقی؛ علی، دریا علی، صفدر؛ علی، سرور؛ علی، حیدر؛ علی، مولا نه لوح و نه قلم بود و نه أرض و نه سما بود و خدا بود و علی بود و علی بود و خدا بود کفاف مستی ما را نداد، جام دوساله مرا به آب‌خوری نجف کنید حواله دلم، قباله‌ی عشق علی‌ست؛ گشته مقدّر در این حریم، بیفتد قباله پشت قباله کشیده شب به درازا؛ طرب ز می زده بالا ز فرط قهقه، کارم کشیده است به ناله علی بود و قدم بود و علی بود و عدم بود و نه چرخ و نه فلک بود و نه حور و نه ملک بود و نه جبریل امین بود و نه گردون، نه زمین بود و علی سرّ نهان بود و علی پرده‌نشین بود علی‌ست مطلق بر حق؛ علی‌ست بر حق مطلق صفات ذاتی منشق از او برآمده هو هو به روز واقعه، مرحب‌کش است چشم سیاهش چگونه هیبت شیری رسیده است به آهو غلام حلقه‌به‌گوش علی ‌است، امر مقدّر سلام أرض و سما بر کننده‌ی در خیبر علی، روح ولایت بود؛ علی، نور هدایت بود علی، بحر عنایت بود؛ علی، اصل عبادت بود علی، مقصد؛ علی، منجی؛ علی، رهبر؛ علی، طوفان علی، روح و روان بود و علی، نور و ضیاء بود علی، باطن؛ علی، ظاهر؛ علی، حیدر؛ علی، حیدر قسم به نفس رسول و خدای عالی اعلا که خاک زیر قدم‌های اوست، عرش معلّا خدا به هیبت او می‌شود فقط متظاهر علی به هیبت حق می‌شود فقط متجلّا نماز در بر او بارها قیام نموده به خاک پای علی، سجده کرده‌است مصلّا علی، بدر زمان‌ها بود؛ علی، صدر مکان‌ها بود علی، هردم دمادم بود؛ علی، شاه جهان‌ها بود علی، یوسف؛ علی، طاها؛ علی، قدر و علی بدر و علی، یاسین؛ علی، فرقان؛ علی، مؤمن؛ علی، کوثر رفیق روز مبادای ماست، نام شریفش دعا بدون «به حقِّ علی» نرفته به بالا علی ز هیمنه‌ی خویشتن، نیامده پایین بگو به خصم که بیهوده می‌کنند تقلّا همه ولای علی بود، بحث بعثت خاتم علی‌ست هادی عیسی؛ علی‌ست رازق آدم علی، نیّت؛ علی، لبّیک؛ علی، کعبه؛ علی، میقات علی، سجده؛ علی، مروه؛ علی، زمزم؛ علی، مسعا
  • مدح - دلم افتاده در دامی که هجران است تاوانش نه دارم پای در راهش؛ نه دستی بر گریبانش همان که طلعتش امشب، نمایان گشت بر عالم همان که شد زمین آباد از بوی بهارانش همان که چشمه می‌جوشد به اذن برق چشمانش همان که موج می‌آید به رقص از حکم طوفانش همان که آخرین مرد زمان است و ملک، روزی به بالا می‌برند از سفره‌ی پرفیض احسانش غلام حلقه‌درگوشم به درگاه همان شاهی که بهجت‌ها چو موری خوانده‌اند او را سلیمانش سلیمان می‌برد حسرت مگر روزی رسد یک‌دم در آن چادر که جا دارد شود با فخر، دربانش تفاخر می‌کنم بر آسمان با این غلامی، چون سلاطین رشک می‌ورزند بر جاه غلامانش فضای روز روشن می‌شود از روی رخشانش به زلف تیره‌اش، شب می‌شود هر شام حیرانش ز حسن جلوه‌اش، این بس‌که مه مانده است حیرانش چه گویم از کمالاتش که خورشید است سوزانش سمن، سوسن، شقایق، یاس، نرگس، نسترن، هر گل گرفت از باد، عطر و باد از طرف گلستانش نمی‌دانم که عنبر یا که مشک و یا گلاب است این ولی دانم همه ذرّات گردیدند خواهانش غریب و سائلانه پر گرفتم تا سر کویش خرید و مهربانانه نشاندم بر سر خوانش نمک‌گیر عطایش گشتم و غافل که عمری را شکستم حرمت هم نان او را هم نمکدانش رسیدم تا به جایی که به پاس مهر او باید هزاران جان ناقابل کنم یک‌جا به قربانش گرفتم در کف خود دل که می‌گوید تپش‌هایش خداوندا رسان بر من هزاران تیر مژگانش فقط تنها همین که سایه دارد بر سر دنیا اگر عالم فدا گردد، نشاید کرد جبرانش چنان خورشید می‌تابد به ذرّه ذرّه‌ی عالم و می‌گردد به گردش آسمان با کلّ کیهانش اگر با جوهر دریا نویسم از مقاماتش نه تفسیرش توان کردن؛ نشاید بود امکانش هزاران دفتر و دیوان نوشتند از ازل شاید بگویند این‌همه شاعر یکی از جمع عنوانش نمی‌دانم چه خواهد کرد با دل، جلوه‌ی رویش کسی که کرده مجنون، عالمی را روی پنهانش هزاران نسخه دارد زخم دل امّا یقین دارم به غیر از او ندارد کس، توان از بهر درمانش نشسته کنجی و دست دعا دارد برای ما جهان هم این دعا دارد؛ رسد این هجر پایانش ألا ای منتقم! ای وارث تیغ دودم! آقا قسم بر اضطرار زینب و حال پریشانش بیا و انتقام سینه‌ی مجروح را بستان که تا جان در بدن داریم ما، هستیم گریانش بیا تفسیر کن آیات قرآنی که از نیزه به گوش آمد ولی خواندند دونان، نامسلمانش خدایا کن مهیّا تا که زهرا آید و گیرد به دست ساقی بی‌دست، خون از پای چشمانش
  • سرود - ?اومدی‌و دلامون روشن شد؛ شب ظهور اباالحسن شد با اومدن تو، همه‌ شیرینی ولایت تو به‌کام من شد حس می‌کنم همه نعمتا به‌نام من شد از هرکجا می‌گذری، یهو بهار می‌شه حبّ علی توو دل، هزارهزار می‌شه پسر فاطمه! پسر نرجس با وجود تو، علی دوباره تکرار می‌شه یابن الزهرا! من خشکیدم، منو دریا کن دستا سرده؛ من گمشده‌ام، منو پیدا کن دنیا سرده؛ دنیارو میون دستات، ها کن تو ابر بهاری و من برِّ بیابونم سایت روو سرم باشه، لب‌تشنه نمی‌مونم بوی تو، أشهد أنّ علیّاً ولیّ الله روی تو، أشهد أنّ علیّاً ولیّ الله سحره، آخر شب تیره؛ بالاخره شب تیره، میره یه‌روزی می‌رسه دیگه دم غروبا که می‌شه، ‌دلی نمی‌گیره عالم دوباره، حیرون شمایل حضرت امیره با تو می‌ره از دلا، همه کدورتا نور خدا میاد توو همه صورتا یوسف فاطمه! یوسف زهرا بودن توئه فوق همه‌ی ضرورتا یابن الزهرا! دلتنگ توام؛ دلمو شاد کن زندونی دنیا شده‌ام؛ منو آزاد کن قلبم بی تو، ویرونه شده؛ منو آباد کن تو ساحل امنی و من اسیر امواجم تو حضرت محبوبی؛ من هم به تو محتاجم ستاره‌ی سحر حسینی؛ اربابی و پسر حسینی عاشق ابوفاضل و تنها وارث علم ‌قمر حسینی توو این عالم، یادگار آخر حسینی با یه نگاه، می‌خری دلو برا حسین محتاج إذنتم برا یه یاحسین پسر ثارالله! بقیة‌الله برا ظهور تو، می‌کنه دعا حسین یابن‌الزهرا! با یه نیم‌نگات، منو عمّار کن شاید مردم؛ وقتی اومدی، منو بیدار کن تا برگردی از عشق حسین، ‌‌منو سرشار کن قیام تو، أشهد أنّ علیّاً ولیّ الله سلام تو، أشهد أنّ علیّاً ولیّ الله
  • سرود - رسیده‌ای به جمال خود از جمال خودت از انتهای افق‌ها از آن کمال خودت یا فارس الحجاز! یابن‌الحیدر ای منجی نماز! یابن‌الحیدر ای شه یکّه‌تاز! یابن‌الحیدر تو آمدی که حساب خدا، درست درآید رسیده‌ای که شوی پاسخ سوال خودت ای جان اهل بیت! جانان اهل بیت یاسین وحی حق! قرآن اهل بیت ای نعمت مدام! از خوان اهل بیت دارم به تو نیاز؛ یابن‌الحیدر یا فارس الحجاز! یابن‌الحیدر زمان وصل رسد؛ فصل سرد بگریزد که غرق نور، زمین سازی از وصال خودت ای صالح خلف! ممدوح ما سلف می‌آیی و ندا آید ز هر طرف از مسجد الحرام از مأذن نجف باب همیشه باز! یابن‌الحیدر یافارس الحجاز! یابن‌الحیدر تو آمدی که جهان را پر از علی بکنی که حل کنی همه را در شکوه آل خودت ای آخرین سلیل! حاذق‌ترین وکیل بین کلیم و نیل در آتش خلیل گویند خاصّ و عام: مولای! الدخیل ای دست چاره‌ساز! یابن‌الحیدر یا فارس الحجاز! یابن‌الحیدر بخوانی أشهد أنّ علی ولیّ الله نشان دهی به جهان، جلوه‌ی جلال خودت ای ثقل ثقلین! مولای نشأتین داری نشانه‌ها از امّ‌الحسنین ای دست انتقام! ای زاده‌ی حسین ای عشق جان‌گداز! یابن‌الحیدر یافارس الحجاز! یابن‌الحیدر
  • سرود - علی، اوّل؛ علی، آخر؛ علی، ساقی؛ علی، دریا علی، صفدر؛ علی، سرور؛ علی، حیدر؛ علی، مولا نه لوح و نه قلم بود و نه أرض و نه سما بود و خدا بود و علی بود و علی بود و خدا بود

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی