- 81
- 1000
- 1000
- 1000
شب چهارم صفر 1403 - محمدرضا طاهری
مرثیه خوانی شب چهارم صفر با صدای محمدرضا طاهری، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
هوا ز جور مخالف چو نیلگون گردید عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید بلند مرتبه شاهی پیکرت افتاد همین که پیکرت افتاد خواهرت بر زمین افتادتو نیزه خوردی و یک بارر بر زمین خوردیهزار مرتبه زینب برابرت افتاد همین که از طرف جمعیت دوتا چکمه رسید اول گودالمادرت برابرت افتاد
-
مشک پارهتودوتا چشمای پر ستارهتوگلِ زخمای بیشمارهتو، میبوسمخون دیدهتومیون اَبروی کشیدهتوعزیزم دستای بریدهتو میبوسمتو رو میبوسم که پاشی نباید از من جداشی نمیره دشمن به خیمهتا وقتی که زنده باشیتا سرت شکستتا بازوی آبآورت شکستتو خیمه قلب خواهرت شکست اباالفضلبیکسِ حرمبدون تو دلواپسه حرمنباشی پاشون میرسه حرم، اباالفضل غم زینب کشته ما روکه جمع کرده دخترا روداره محکمتر میبندهگرههای معجرا روبعد از تواَمون نداره خیمهتمومه کار خیمهپاشو اباالفضلبعد از توتنم به غارت میرهحرم اسارت میرهپاشو اباالفضل
-
سقای عالم اباالفضلای شور و حالم اباالفضلذکر هر سالم اباالفضلجونم آقازادهگرفتی دست افتادهها روبا دست افتادههمه میگن مریضمونواباالفضل شفا دادهرفیقتر از برادر اباالفضل از همه کس عزیزتر اباالفضلخدا نکرده بچه مریض شهبا گریه میگه مادر اباالفضلاباالفضل ذکر مادرمیاباالفضل سایه سرمیآقای دنیا اباالفضل رویای دریا اباالفضل شیدای مولا اباالفضلتو شاه و من سائلمیگن تو صاحبِ برزخیجانم ابوفاضلمواظبم باش مواظبِنوکر ناقابلقرصه دلم به آقام اباالفضل کم نمیزاره برام اباالفضلحس میکنم کربلام وقتی کهبا گریه میگم سلام اباالفضل اباالفضل ذکر مادرمیاباالفضل سایه سرمی
-
اولاً دلاور، دوماً علمدارسوماً مثل ابالفضل نمیشه تکرارسربازِ حیدر، در واقع سردارکاملاً مثل علی اسدالله کراریا ابالفضل تو حلقهی ارباببزرگتره اصحابمیگیرن ازش درسِ نهایت آدابکنار حسینی همیشه تو یک قابشجاعت و جنگت زبونزد اعرابمدد ابوفاضل، مدد ابوفاضلبه زیر دِینِتَم الی الابد ابوفاضلهمانکه در دل خیبر میشود حیدرهمان به کرب و بلا میشود ابوفاضلیا ابالفضل یا عباسپهلوان ابالفضل، قهرمان ابالفضلای جوانی امیر مومنان ابالفضلخیمهگاه زینب هرکجا که باشدعلی اکبر دربان و پاسبان ابالفضلیا ابالفضل به معرکه استادبه شیوهی اجداداگه بشه طوفان جلوتری از بادعدو زده فریاد که از نفس افتادفنون نگاتو نمیبرن از یادکفیل ابوفاضل، یا کفیل ابوفاضلشونه به شونهی تو جبرئیل ابوفاضلوقتی میشی خیره خُب زبون میگیرهدشمن میگه الدخیل ابوفاضلمن من که با باشمو در در در این میانقد قد علم علم کنم ای ای پهلواناز ترس ترستان من رزم خویش فراموش کردهاماصلاً چقدر غلط کردم که منمن حرف یزید را را گوش کردهامحا حالا به من آقا امان بدهمن مردهام به مردهی بیچاره جان بدههای الفرار قاتل کفار میرسدغوغای خیبر است به تکرار میرسددارد همان روز اسفبار میرسدسردار میرسد دلدار میرسدیعنی علم به دوش علمدار میرسد


تاکنون نظری ثبت نشده است.