- 334
- 1000
- 1000
- 1000
شهادت امام حسن عسکری (ع) 1402 - محمدرضا طاهری
مرثیه خوانی شهادت امام حسن عسکری (ع) با صدای محمدرضا طاهری، سال 1402
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
هرچقدر عشّاق در راهند راه انتظار/ من فقط از آه لبریزم، آه انتظار/ می کشد عاشق بدوش خویش بار یار را /دوستش دارم ولی زخمی هجران نیستم/ تشنه ام تشنه ولی دنبال باران نیستم/من کویری تشنه باشم آب پیدا می شود/ کی به چشم بی قرار و خواب پیدا می شود/ نیستم من بی قراریِ دلی جا مانده ام/ میهمانم، لیک بین عاشقان نا خوانده ام/ حسرتم اما از آن دارم فقط یک آه را/ کیست که دستی بگیرد این منِ گمراه را/خویش را در زمره ی دلدادگان جا می کنم/ می نشینم کوچ خوبان را تماشا می کنم /اولین شرط مسیر عاشقی دلدادگی ست/آدمی در بند چون من، فارغ از آزادگی ست/ در طریق عشق عاشق از جنون دم می زند/ از شنا کردن در اقیانوسِ خون دم می زند/ عاشق اوجش را به روی دار می بیند فقط/ نیست چیزی در نگاهش، یار می بیند فقط /از دلت باید به سمت یار معبر وا کنی /یار را باید در ایوان نجف پیدا کنی /نذر راهش، باید اسماعیل قربانی کنی/مور این درگاه باشی تا سلیمانی کنی/ عاشقی سخت است آری پیشه ی دلداده هاست /عشق! کار حاج قاسم ها و فخری زاده هاست/ عاشقی سخت است قدّ سرو هم خم می شود/ یک نفر این بین طهرانی مقدم می شود /در دل این جاده گامی پر اراده داشتیم/ عاشقی چون مصطفای صدر زاده داشتیم /دست و سر دادیم، خون دادیم، جان دادیم ما/ در مسیر آرمان ها، آرمان دادیم ما/ این جماعت عشق را از فاطمه آموختند/ مثل زهرا در هوای عشق مولا سوختند/در پی حفظ حریم خویشتن مرد باید پشت در آید نه زن /هیچ دانی دختر خیر البشر از چه جای حیدر آمد پشت در/ دید مولایش علی تنها شده خانه اش محصور دشمن ها شده/در دفاع از شوهرش فردی ندید بین آن نامرد ها مردی ندید/ گفت باید پیش امواج خطر یار بهر یار خود گردد سپر /من که تنها دختر پیغمبرم پشت این در پیش مرگ حیدرم/ این جماعت عشق را از فاطمه آموختند/ مثل زهرا در هوای عشق مولا سوختند/ کاش من هم در غمت می سوختم یابن الحسن/ چشم بر لب های تو می دوختم یابن الحسن/ کاش مانند شهیدان بی قرارت می شدم/ در شبِ تنهایی ات با گریه یارت می شدم
-
امشب ای تنهای عالم، از همه تنهاتری/ وای من با چشم گریان در کنار بستری/ابرِ بغض آمد گلوی آسمانت را گرفت/ روزگارِ پیر بابای جوانت را گرفت /از غریبی تو چشم تَرَش می سوزد و/ از تبِ زهر جفا هم پیکرش می سوزد و /گرچه ارث از غربتِ نام حسن داری به جان/ اما بوده از زخم زبانِ همسر خود در امان/با حضورت مرهمی آن سینه ی بی تاب را /تشنه لب بود و رساندی بر لبانش آب را/کاسه را دادی به دستانی که لرزان بود آه! /کاسه ای که وقت برخوردش به دندان بود آه! /در بهار زندگی یاد خزان افتاده ای /حتم دارم یاد چوب خیزران افتاده ای/باز جای شُکر دارد پیکرش پامال نیست/ خواهر غمدیده اش دور و بر گودال نیست/ باز جای شُکر دارد که لبش عطشان نماند/ پیکرش در زیر پای اسب ها عریان نماند.../
-
یا حجت ابن الحسن عسگری/دلای ما رو سامرا میبری/وقتی تو آقای همه عالمی/چی بهتر از گدایی و نوکری/سربازی تو راهت، سعادته/جون دادن پای تو، شهادته/الهی به چشمت بیام، آقام آقام آقام/عزیز فاطمه سلام، آقام آقام آقام/هر کسی یا حسین روی لباشه/جز قشنگترین آرزوهاشه/که بعد عمری نوکری، شهید شده/شهید شه و رو دامنِ تو باشه/یاری کن پیشت روسفید بشم/کاری کن من آخر، شهید بشم/چه شیرینه موندن برات، آقام آقام آقام/الهی بشم من فدات، آقام آقام آقام/یابن الحسن قربونه شال عزات/صاحب عزا، عزا میگیرم برات/قربون پیرهن سیاتون برم/گریونه چشماتون، گرفته صدات/سنگینه سنگینه داغ پدر/بارونه بارونه، چشم پسر/الهی خدا صبر بده، آقام آقام آقام/غم تو چقدر بی حده، آقام آقام آقام/یا حجت ابن الحسن عسگری/بالا سر بابا دم آخری/آب میرسونی به لبای خشکش/برا غمش، از همه گریونتری/خونِ رو لبهاشو پاک میکنی/با دستت، باباتو خاک میکنی/بمیرم برا غربتت، آقام آقام آقام/شکسته شده حرمتت، آقام آقام آقام/حسن...


تاکنون نظری ثبت نشده است.