- 53
- 1000
- 1000
- 1000
شب بیست و ششم رمضان 1403 - محمدرضا طاهری
مناجات خوانی شب بیست و ششم رمضان با صدای محمدرضا طاهری، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
ای آفتاب عشق و عدالت شتاب کن/باز آ قنوت باغچه را مستجاب کن/این خاک تشنه بیتو به باران نمیرسد/باغ خزان زده به بهاران نمیرسد/خورشیدی و زمین و زمان در مدار توست/مولای من بیا که جهان بیقرار توست/مولا بیا به دین بده روح دوباره ای/با ذوالفقار فتح، شکوه دوباره ای/ هر سنگ را نگاه تو سجّیل میکند/یا هر پرنده را چو ابابیل میکند/باز آ که دست ظلم و ستم را قلم کنی/باز آ که باز عدل علی را علم کنی/ باز آ که در مدینه قیامت بهپا شود/صحن و سرای حضرت زهرا بنا شود/در هر نگات نور خدا موج میزند/امید سیدالشهدا موج میزند/آمیزه ی صلابت و احساس دیدنی ست/در قامتت رشادت عباس دیدنی ست/ دلبستگی به رحمت تو در نهاد ماست/پلکی بزن، نگاه تو باب المراد ماست/برپا شده ست در دل عالم چه محشری/دیگر بتاب ماه خدا! یابن عسکری/من تشنه ی نگاه توأم أیها العزیز/دلتنگ روی ماه توأم أیها العزیز/تا کی نصیب ماست «اَرَی الخَلق» و «لا تُری»/کی میشود نوای «اَنا المَهدی» تو را .../ از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان/عَجّل عَلی ظُهُورِکَ یا صاحِبَ الزّمان/شاعر: یوسف رحیمی
-
فرصت کم است و اهل دعا را خبر کنید/جامانده های ماه ِ خدارا خبر کنید/جانم خدا...چه ریخت و پاشی نموده است/پایانِ سفره؛ هرچه گدارا خبر کنید/خیلی دلم ز مردم دنیا گرفته است/هم ناله های من؛ شهدا را خبر کنید/تا قبل از عید ... کاش منادی ندا دهد/دلداده هایِ کرببلا را خبر کنید/فردا که سوی ِ آتشِ دوزخ مرا بَرَند/آقام سیدالشهدا را خبر کنید/در روز ِ حشر، وقتِ حساب و کتابِ مان/با احترام مادرِ ما را خبر کنید/آب از سرم گذشته، نفسهایِ آخرم/قبل از همه امام رضا را خبر کنید/بی شک همینکه ناله زنم« یا ابالجواد»/بی معطلی امام رضا می رسد به داد
-
باغبان باشد و گلزار بسوزد سخت است/لانه مرغ گرفتار بسوزد سخت است/غربت و وحشت و تاریکی و دود و آتش.../آشیانت که شب تار بسوزد سخت است/بر روی آتش این خانه کسی آب نریخت/دلت از این همه آزار بسوزد سخت است/این در سوخته داند ،که زن حاملهای/در میان در و دیوار بسوزد سخت است/روضه اینجاست اگر صورت آتش دیده/باز با سیلی اغیار بسوزد سخت است/وسط شعله فقط داد زدم وای حسین..../خیمه عترت اطهار بسوزد سخت است/ترس طفلان حرم دیدم و فهمیدم که/خیمهها بعد علمدار بسوزد سخت است/دور از چشم عمو بین بیابان تنها/دامن طفل عزادار بسوزد سخت است/تنش از کعب نی و صورتش از سیلی کین/پایش از آبله و خار بسوزد سخت است/
-
گمانم جرم دارد هر که شکل فاطمه باشد/شده با سیلیُ با کعب نی از من پذیرایی/آنشب که من از ناقه افتادم و غش کردم /بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی/آن شب که تو از ناقه، افتادی و غش کردی/من بر سر نی بودم، کی از تو جدا بودم/آن دم که مرا ظالم اظهار کنیزی کرد /بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی


تاکنون نظری ثبت نشده است.