- 113
- 1000
- 1000
- 1000
شب بیست و یکم رمضان، شهادت امام علی (ع) و شب قدر 1402 - امیر کرمانشاهی
مرثیه خوانی شب بیست و یکم رمضان، شهادت امام علی (ع) و شب قدر با صدای امیر کرمانشاهی، 1402
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام/هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود/می کشی مراحسین، می کشی مرا حسین
-
یه قرار عاشقونه زیر بارون نجف/قطره قطره اشک بی بهونه مهمون نجف/آخ دلم خونه نجف/چی میشه آدم به نامش باشه یه خونه نجف/نجف خونه بابامه به ما میرسه بریم بیایم/اگه بی ادبی نباشه مولا سالی ده تا نجف ازت میخوایم/اول همیشه نجف و بعدش همیشه کربلا/اذون مغرب شب جمعه ها مولا مولا به ما نجف بده/مولا مولا به ما نجف بده ...
-
حسین جان به یاد لبت؛ یک شبم خواب راحت نداشتم/شبی که می رفتم واست کاسه ی آب گذاشتم /حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه!/خداحافظی کردی؛ با زینبت زیر نیزه! یا مظلوم!/صدا میزدم مادرتو، یامظلوم/نشون میدادم حنجرتو یامظلوم/صدا میزدم مادرتو، ای بی کس/به دامن بگیره سرتو یا مظلوممیشنوم از گودال ناله های مادرو/لااقل تا زنده ام سمت خیمه ها نرو/مگه اشک بچه ها نگاه داره، نرو برگرد/اون فقط سه سالشه گناه داره، نزن نامرد/به صحرا سپردم؛ که با خاک بپوشونه داداش تنت رو/بمیرم که بردن جلو چشم من پیرهنت رو /تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت/خسته بود آقا، تازه روی مرکبش نشسته بود آقا/میزدن سنگ سرش شکسته بود آقا خسته بود آقا/تک و تنها رفت، دم رفتن طرف خیمه زن ها رفت/تا صدای گریه تو خیمه بالا رفت/تنهای تنها بود، تنهای تنها رفت/آروم جون من، زیر دست و پا رفت/هر کی از راه اومد، سر نیزه خرجش کرد/پیش همه زینب، از خولی خواهش کرد
-
چقدر زرد شده روی نازنین علی/ نشسته است عرق مرگ بر جبین علی/ چه بار غصه و غم که به شانه برد علی/ زبعد فاطمه یک آب خوش نخورد علی/ زبعد فاطمه شد خواب حرام بر چشمش/ که استخوان به گلو داشت ، خار در چشمش/ به گریه زخم دل خویش را رفو می کرد/ وسال هاست علی مرگ آرزو می کرد/ چقدر نیمهی شب آه آه گفت علی/ چقدر درد دلش را به چاه گفت علی /چقدر ناله زد آقا ... اَتُضرَبُ الزهرا؟! /چقدر گفت خدایا ... اَتُضرَبُ الزهرا؟/ بمیرم، نشنوم از مرتضی چنین سخنی/ که گفت اَنزَلنِی الدهر ، ثُمّ اَنزَلَنی/ چه حرف های بدی به امام ما گفتند/ چقدر نان و غذا داد و ناسزا گفتند/ اگر چه سینه ز غصه لبالب است امشب/ برای شیر خدا بهترین شب است امشب/ به روش خنده نشیند ولی پس از سی سال /جمال فاطمه بیند علی ولی از سی سال/ زدیده اشگ خدا حافظی به گونه چکید/ کشید ناله و پا را به سمت قبله کشید /گرفت در بر خود دستهای زینب را/ به گریه پاک نمود اشگ های زینب را /مکن تو گریه برای رسیدن اجلم /که تازه روز خوش توست ای عزیز دلم/چقدر لطمه به صورت زدی برابر من/ چقدر آه کشیدی به خاطر سر من/ تن دریده ببینی چه می کنی زینب/ سر بریده ببینی چه می کنی زینب/در این دیار تو را سر به زیر می آرند/ تو را به کوفه شبیه اسیر می آرند /به رخ ز خون جبینت نقاب می گیری/ به زیر چادر پاره حجاب می گیری/ برای روز اسیری تو پریشانم/ مرا ببخش که مکشوف روضه می خوانم /به شهر کوفه همه حرمتت رود بر باد /به روضهی دَخَلتْ زینبُ عَلیَ بنِ زیاد/***لابه لای کلامتان دیشب صحبتی از بریدن سر بود؟ /به گمانم دلیل گریه ی تان کلماتی شبیه معجر بود/ خوب نشنیدمت چرا گفتی؟ آتش و خیمه گاه و دامن را /چشم عباس می کند تمرین از سر شب خجالت از من را/منتظر مانده ام که خوب شوی کمی آرامتر شود دردم /کوفه را می گذارم و دیگر سوی این شهر بر نمی گردم?
-
پدری پیری شده دل نگران زینب/همه دل شوره ی او اشک روان زینب/دومین بار علی پیش همه خورد زمین/ذکر یا فاطمتا روی لبان زینب/گریه کردن همه شهر بزرگ وکوچک/به دل سوخته و مرثیه خوان زینب/گریه می کرد ولی معجر او دست نخورد/مثل عباس یکی گشته امان زینب/وای از روز پریشان شدنش در کوفه/خنده بی سر و پاها به فغان زینب/جای عباس وعلی اکبر و قاسم حالا/عده ای مست شدند همسفران زینب/سر بازار به ناموس علی خندیدند
-
-
هر دلی میکده عشق مقدس نشود/بردن نام علی قسمت هر کس نشود/حیدر حیدر حیدر حیدر حیدر حیدر/بایک نفس تمام جهنم شود بهشت/گویند اگر جهنمیان یک صدا حسین
-
-
روزی از همین روزا، با عنایت زهرا/روی قلهی دنیا، پرچمت میره بالا/این جاده همواره، این برهه حساسه/دنیا تازه داره، حسینو میشناسه/ما فتح میکنیم دنیا رو با حسین/لبیک یاحسین لَکَ لبیک یاحسین
-
خدا یار زینب بود، طرفدار زینب بود/یزید رو رسوا کردن، کار کار زینب بود/الله اکبر،ظاهراً زینب باطناً حیدر/ الله اکبر، خطبه میخونه شبیه مادر/منم ذوالفقار در نیام علی/ آهای یابن الطلقاء منم مرکز قیام علی/ بگو تا زبونت عادت بکنه امام علی/همیشه اُم کلثوم وفادار زینب بود/ رقیه تو کوفه وشام علمدار زینب بود/ الله اکبر، ظاهراً زینب باطناً عباس/ الله اکبر، شام درچنگ زینب کبری است/شبیه ابوتراب قدم میزنم قدم میزنم /درست بالای سرت علم میزنم علم میزنم /یه روز جای کاخ تو حرم میزنم حرم میزنم/یا زینب جبل الصبر
-
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
-
مُقَرّم تو مقتل اینجوری گفته/پیراهنی رو که فاطمه بافته/حرمله تار و پودشُ شکافته/مقتل خوندم و چند روزه مریضم/سر ذبح سرت به هم میریزم/بردن تا تحقیرت کنن عزیزم/شیخ جعفر میگه دستاتُ بریدن/شیخ عباس میگه موهاتُ کشیدن/اصلاً از مادرت حیا نکردن/نهرت کردن و اعتنا نکردن


تاکنون نظری ثبت نشده است.