- 108
- 1000
- 1000
- 1000
ولادت امام رضا (ع) 1402 - منصور ارضی
مدیحه سرایی ولادت امام رضا (ع) با صدای منصور ارضی، 1402
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
مناجات با امام زمان (عج) - دستی خوش است سوی قنوت دعای تو دستی دگر ملازم بند عبای تو سوز دعا همیشه اجابت نمیشود جز آنکه داشت شور و نوا با ولای تو حالی که در همه است چو گیسوی در همت باید تمسکی سوی موی رهای تو دلدادگی و عاشقی و سر سپردگی ثابت نمیشود به جز پیش پای تو دلتنگ روی ماه تو مرد شهادت است هرگز به دوست ره نبرد مدعای تو ناقابل است جان من اما بخر مرا حیف است صرف عمر گران جز برای تو تا با تو زندگی نکنم بندگی محال از من خدا نمی گذرد جز رضای تو با شهر پر گناه دلت را شکسته ای ما قاصریم زین غم بی منتهای تو ما را به خاطر گل روی علی ببخش بگذر ز ما به صاحب ایوان طلای تو ما را به جز هوای نجف مبتلا مکن سخت است بی تو همنفسی در هوای تو ما ناامید از نفس روضه نیستیم چشم امید ماست سوی کربلای تو یک بانو از مدینه به قم آمد و ندید در قم به غیر شیعه به جز آشنای تو یک بانو از مدینه به گودال خون رسید وای از اسیری همه عمه های تو تا آن زمان که عمع اسارت نرفته بود این سان نبود درد و بلا بر ملای تو کعب نی و هجوم به ایتام یک طرف وای از نگاه شوم به شام بلای تو
-
مدح - شور و شعف چند برابر شده نجمه از عطر گل یاس معطر شده نجمه از لطف خدا صاحب دختر شده نجمه تبریک بگویید که مادر شده نجمه چون پسته گشوده لب خندان خودش را بگرفته بغل جان رضا جان خودش را ماه آمده و با او شب تاریک سحر شد دامان عفاف از قبلش پر ز گوهر شد عالم همه در شور از این تازه خبر شد تبریک بگویید به موسی که پدر شد از آمدنش باده به غبغب شده سلطان به به چه شبی صاحب زینب شده سلطان مولود پر از رحمت و موفور و سرور است سرچشمه نور است نژادش همه نور است انسیه تبار است که در کسوت حور است سرمنشا شور است و خداوند شعور است دل را تهی از واهمه و بیم نمایید شهبانوی قم آمده تعظیم نمایید نجمه روی دامان بگرفته ست قمر را بسته ست به گهواره او چشم نظر را از شوق رضا پاک کند دیده تر را افلاک شنیدست فداهای پدر را بابا ز طلوعت غزل عشق سروده ست سلطان خراسان در میخانه گشوده ست شادی ز ره آمد شب پایانی غم شد میلاد کریمه شد و ایام کرم شد تا کوکب دری عرب ماه عجم شد خورشید به تکریم کمر بسته و خم شد پس اهل سما صلی علی فاطمه گفتند کردند همه سجده و یا فاطمه گفتند روز است و هواخواهی شب میکند امشب یا عالم به قمت عرض ادب میکند امشب مشهد ز شعف رقص طرب میکند امشب تندیس حیا روح عبادات رسیده تبریک بگو عم سادات رسیده وا شد صدف و کرد عیان گوهر خود را دلداده بیفکند نظر دلبر خود را بوسید رخ آینه مادر خود را مجکم بگرفتش به بغل دختر خود را جان سرخوش ازین نامه مرقومه شد امشب معصوم نهم صاحب معصومه شد امشب
-
مدح - آن کسانی که باورم دارند سائل اما زر و دِرَم دارند دوستان فقیر من، غنی اند دیده بر صاحب کرم دارند مثل خورشید می درخشند و سایه ای بر روی سرم دارند این سه ارباب، نورِ اَلله اند در دل عاشقان حرم دارند به رضا می رسد سه مرقومه مقصدش صالح است و معصومه می نویسم فقط گدا هستم کفتر خانهء شما هستم می نویسم دخیل سه حرمم گرچه دلتنگ کربلا هستم خسته از کاظمین آمده ام تشنهء جام سامرا هستم می نویسم که زائرم اما حاجی خانهء خدا هستم قرن، قرن کرامت ازلی است کار، دست نوادگان علی است نور محض علی الدوام، رضا از همین جا به تو سلام، رضا هرکجا حرف دیگران آمد حرف من بوده یک کلام، رضا بسته ام دل به پنجره فولاد زندگی بی غمت حرام، رضا حاجتم را به اذن تو دادند خادمان تو یا امام رضا قبله ام سوی تو شده مایل پس نباید به کس ببندم دل دل عاشق، اسیر معصومه است خاک محشر کویر معصومه است شور دریاچه اش چه شیرین است اصلاً آنجا غدیر معصومه است گره وقتی به کار می افتد آخرین تیر، تیر معصومه است آنچه زهرا نداشت در دنیا حرم بی نظیر معصومه است می زنم پیش پای او زانو دختر فاطمه است این بانو چشم ما و محبت صالح دست ما و اجابت صالح نذر موسی بن جعفری داریم تا قیامت ز برکت صالح هم گداهای شهر ری هستیم هم گداهای حضرت صالح دل نبستیم بین عصر ظهور به کسی غیر دولت صالح نان ما و نوای ما مهدی است به همه دردمان دوا مهدی است شاعر : رضا دین پرور


تاکنون نظری ثبت نشده است.