از دل شب زده ی مکه با اجرای محمدرضا طاهری
از دل شب زده ی مکه، سحر می آید
عاقبت عمر شب شهر به سر می آید
بال جبریل روی خاک زمین فرش شده
دارد از عرش خداوند خبر می آید
آسمان مات و زمین محو و زمان مبهوت است
مادری در بغلش قرص قمر می آید
او پسندیده حق است و دلیل خلقت
پس به او نام محمد چقدر می آید
دارد از کوچه معشوقه ما باد صبا
هر سحر بوی خدا به این گذر می آید
آمده عرش زند بوسه به خاک گذرش
سیزده نور دگر جلوه کند پشت سرش
امشب از مرتبه و نام نشان باید گفت
رو نمای کسی از با دم جان باید گفت
همه جا عطر سلام و صلواتش پیچید
در سر مأذنه ها باز اذان باید گفت
از قدم هاش ببین کنگره ها می شکند
امشب از لحظه تغییر زمان باید گفت
خشک دریاچه و آتشکده خاموش شده
امشب از معجزه یک جریان باید گفت
همه مهمان کرامات خداوند شدند
از کرم خانه پیغمبرمان باید گفت
این اشعار در مدح پیامبر اکرم (ص) سروده شده است.
از دل شب زده ی مکه، سحر می آید
عاقبت عمر شب شهر به سر می آید
بال جبریل روی خاک زمین فرش شده
دارد از عرش خداوند خبر می آید
آسمان مات و زمین محو و زمان مبهوت است
مادری در بغلش قرص قمر می آید
او پسندیده حق است و دلیل خلقت
پس به او نام محمد چقدر می آید
دارد از کوچه معشوقه ما باد صبا
هر سحر بوی خدا به این گذر می آید
آمده عرش زند بوسه به خاک گذرش
سیزده نور دگر جلوه کند پشت سرش
امشب از مرتبه و نام نشان باید گفت
رو نمای کسی از با دم جان باید گفت
همه جا عطر سلام و صلواتش پیچید
در سر مأذنه ها باز اذان باید گفت
از قدم هاش ببین کنگره ها می شکند
امشب از لحظه تغییر زمان باید گفت
خشک دریاچه و آتشکده خاموش شده
امشب از معجزه یک جریان باید گفت
همه مهمان کرامات خداوند شدند
از کرم خانه پیغمبرمان باید گفت
این اشعار در مدح پیامبر اکرم (ص) سروده شده است.


تاکنون نظری ثبت نشده است.